نقد يكي از مباحث مهم در هنر است كه موجب ارتقاء كيفي محصول و ارتقاء علمي هنرمند مي شود . در هنر هايي چون نقاشي ، سينما ، تاتر عكاسي و مانند آن از مدتها پيش اين فرهنگ جاري و رايج بوده است . بطوري كه امروز نقد هنرهاي مذكور يكي از ضرورتهاي پيوسته آن به حساب مي آيد. اما اين امر هنوز در هنر خوشنويسي طراحي نگرديده و هيچ حركتي نيز در جهت رسيدن به آن صورت نگرفته است. چنين حركتهايي نيازمند ايجاد زمينه هاي مناسب و تغييراتي در نحوه نگرش به اين هنر و تعريفي است كه از آن به عمل مي آيد. اصولا تعريف ها محدوده عمل را مشخص مي كنند . هر چه يك تعريف نسبت به افراد خود جامعتر تنظيم گردد، امكان استفاده از پتانسيلهاي موجود در آن افزايش بيشتري مي يابد. از طرفي تعيين حدود تعريفها ارتباط مستقيمي با نوع نگرش موجود دارد . هر چه اين نگرش عام تر بوده و در آن افقهاي دورتري ديده شود شكل طراحي آن امكان بيشتري براي تطبيق با مدلهاي متفاوت خواهد داشت.
انجمن خوشنويسان ايران مرجعي است كه مي تواند تاثير گذارترين حركتها را در راستاي ارتقاء سطح كيفي هنر خوشنويسي انجام دهد اما اين حركتها نيازمند وجود نگرشي درست در سطوح مديريتي اين انجمن مي باشد. از طرفي اين مديريت نيز محدوديت هايي براي طراحي و اجراي سياستهاي مناسب خود دارد. ازجمله آنكه سياستهاي آن نيازمند حدي مناسب از پذيرش در سطوح پائين تر است. زيرا تا نياز به تغيير در يك جامعه هنري احساس نشود اميد به تحول ، اميد بي ثمري خواهد بود. هر پيشرفتي در ميان يك تعامل دو سويه صورت خواهد گرفت . يك سو وضع سياستهاي مناسب در سطوح مديريتي و سويي ديگر زمينه پذيرش در سطوح پائين تر.
به نظر شما انجمن خوشنويسان ايران براي ورود به عرصه هاي جديدتري همچون نقد هنري نيازمند چه تحولاتي در خود است؟ نگرشهاي موجود در اين انجمن تا چه حد در ايجاد زمينه هاي مناسب براي حضور بيشتر در اين عرصه ها كافي است؟فضاي كنوني انجمن تا چه حد زمينه را براي تغييرات بنيادي مورد نياز اعضاي انجمن آماده كرده است تا در صورت ضرورت بتواند از يك مرحله به مرحله بعد وارد شود؟ اصولا فضاي انجمن را چگونه ارزيابي مي كنيد. آيا اين فضا براي تغيير آمادگي دارد يا خير؟اگر شما در مقام مديريت انجمن بوديد چه برنامه هايي را در اين راستا طراحي مي كرديد؟
انجمن خوشنويسان ايران بعنوان داعيه دار ترويج فرهنگ خوشنويسی که از قضا يکی از اصيل ترين هنرهای ايرانی نيز می باشد با تلاشهای يک سويه و ممانعت های مستقيم و غير مستقيم از شکل گيری گروههای هم شکل در حقيقت جزيره ای بی ارتباط با محافل هنری ديگر ايجاد کرده است که جز خود کس ديگری را امکان راه يابی به اين جزيره نيست . ارتباط انجمن خوشنويسان ايران با محافل خوشنويسی جهان اسلام تا چه حد است؟
امروز ارتباط فرامرزی يکی از راهکارهای پيشرفت در مجموعه های بزرگ هنری جهان است . اما شايد بتوان گفت که يکی از دلايل کم بودن و گاه بی ارتباطی بودن انجمن خوشنويسان ايران با ديگر مراکز خوشنويسی جهان از ميان رفتن انحصار گری در اين انجمن می باشد که موافق طبع برخی افراد در انجمن نمی باشد. زيرا در اين صورت است که ضعفها و کمبودهايی که در انجمن خوشنويسان ايران موجود می باشد و به نوعی در آن نهادينه شده است به خوبی آشکار می گردد.
يکی از پارامترهای سنجش موفقيت در هر مجموعه گسترده ای مانند انجمن خوشنويسان ايران ميزان به فعليت رساندن پتانسيلهایی است که در آن مجموعه موجود می باشد.تشکيل گروههای وابسته يکی از اين راهکارهاست که امروزه در جهت استفاده بهينه از توانايی های اعضا امری رايج و معمول می باشد. در حالی که انجمن خوشنويسان ايران نه تنها تا کنون نتوانسته چنين تشکل هايی را ساماندهی کند بلکه از رهبريت همين نيروهای موجود نيز عاجز بوده است. نمونه آن عدم ارتباط خوشنويسان پس از کسب رتبه های بالا با مديريت انجمن می باشد که تنها زمان ارتباط در زمان رای گيری دو سالانه است . تازه آن هم در صورتی است که برخی از مديران نياز به رای بيشتری نسبت به رقيب داشته باشند و تنها در آن صورت است که از آنان دعوت به عمل می آيد . و معمولا پس از رای گيری نيز مجددا به فراموشی سپرده می شوند.
و يا عدم انتشار يک نشريه مستمر برای اطلاع رسانی به اعضا در صول ۳۷ سال تاسيس اين انجمن می باشد.
برای حرکت به سوی جهانی شدن بايد تمرين جهانی فکر کردن و جهانی عمل کردن را جزء تمامی اقدامات خود قرار داد و از محدوده تمرکز گرايی و خود محوری دور شد
اولین نمایشگاه مروری بر آثار خوشنویسی در گرایشهای نوین ، به بحث درباره بنیانگذاری هنر خط نقاشی در ایران دامن زد .به گزارش خبرنگار تجسمی خبرگزاری "مهر" ، در اولین دوره نمایشگاه خوشنویسی درگرایش های نوین که در مرکز فرهنگی هنری صبا برپا شد ، گزیده ای از آثار 87 هنرمند ایرانی با گرایشهایی جدید در حوزه خوشنویسی ارائه شد .به نظر می رسد اشاره به عنوان گرایش های جدید در خوشنویسی ایران ، بیش از همه بخاطر نمایش آثار خط نقاشی در این نمایشگاه به آن اطلاق شده است .
آیدین آغداشلو درباره پیشینه این گرایش هنری درایران معتقد است : " از قرن سیزدهم هجری قمری ، ایجاد یک متن قابل قرائت - که مهمترین هدف خوشنویسی کهن بوده است - در جاهایی مثل سیاه مشق نویسی، اهمیت چندانی نمی یابد و در بسیاری قطعات، سعی عمده در راستای ترکیب بندی و شیوایی و زیبایی صفحه به کار می رود و با برهم خوردن کفه تعادل ، میان متن و ساختار خوشنویسانه ، ساختار عمده می شود و در پی آن ، آثاری انتزاعی به وجود می آید که در آن تنها از مدلول ها و شکل الفبای سنتی مورد توافق و ستایش استفاده می شود " .
وی ادامه می دهد : " خط نقاشی معاصر که از پشتوانه غنی آثار خوشنویسان معتبری چون ملک محمد قزوینی و نقاشانی چون اسماعیل جلایر و سیاه مشق نویسانی مانند میرزا غلامرضا اصفهانی و میرزا کلهر برخوردار بوده است ، با چنین هدف و نیتی آغاز می شود و پاسخ و مفری برای سنت ماقبل خود است ، که همچون هر دوران هنری دیگری به مرحله اشباع خود رسیده بود .
تصور رایج مبنی بر این که خوشنویسی جز رد صورت نقش بستن مرکب با قلم نی بر روی کاغذ گونه دیگری ندارد ، پیکره سنت تناور و گسترده و ممتدی را بنا می گذارد که همان سنت رسمی خوشنویسی قدیم ایرانی و اسلامی است . با وجود این، جستجوی هنرمندان خط نقاشی بی آن که بخواهند اعتبار و جایگاه خوشنویسی سنتی را انکار کنند ، زمینه ها و امکاتان بصری تازه و متنوعی را پدید می اورد که در عین متصل ماندن به خاطره و تکیه گاهی مطمئن و نیرومند ، موفق می شود با زبانی گسترده و جهانی ، با مخاطبانی از فرهنگ های متفاوت ارتباط یابد و پلی بین گذشته سنتی و جهان متحول امروز ایجاد کند " .
آغداشلو تصریح می کند : " هنرمندان خط نقاشی از خاستگاههای متفاوتی می آیند ، گروهی از آنان به شدت به خوشنویسی سنتی تعلق دارند و وفاداری شان به مفردات حروف و شکل ثابت کلمات به کمال اعمال می شود و تنها در ترکیب بندی ها و رنگ آمیزی ها و حجم سازی ها ست که به طبع آزمایی و هنر نمایی می پردازند . گروهی دیگر نیز از خواستگاه و زمینه نقاشی معاصر ایران برخاسته اند . هنرمندان این دسته به قواعد و اصول خوشنویسی دلبستگی چندانی ندارند و به آن تنها به شکل دستمایه ای نگاه می کنند که از راه شگردهای خلاقه می توان در آن به تجربه های جدیدی دست یافت " .
برخلاف انتظار از یک نمایشگاه خوشنویسی گرایش های معاصر در عرصه این هنر، خصوصا گستره خط نقاشی عاملی است تا مخاطب امروزی با دیدن این نمایشگاه ضمن احساس یک نقطه اتصال با گذشته تاریخی خود ، پاسخی برای نیازهای برخاسته از بستر مدرنیته را نیز در ان دریابد .
با توجه به همه آنچه گفته شد ، به نظر می رسد ، بروز این گرایش های نوین ، بازخوردی از آنچه جامعه به آن نیاز دارد در آثار خوشنویسان جدید است و تحول صورت پذیرفته ناگریز بوده است . اما آنچه مهم است ، تطبیق این تحول با آن چه آکادمی هنر مدرن بنیان های آن را پی افکنده است، است . زیرا این گرایش ها داعیه آن را دارند ، نه تنها ریشه های سنت را در درون خود حفظ کرده اند بلکه از هماهنگی کاملی با نیاز های مدرنیته نیز برخوردارند . به همین دلیل نیزباید جوهر اصول آکادمیک هنر مدرن در آنها رایج باشد . برخی از هنرمندان شرکت کننده در نمایشگاه خوشنویسی درگرایشهای نوین عبارتند ا : محمد احصائی ، نصر الله افجه ای ، فرامرز پیلارام ، جلیل رسولی ، زهرا رهنورد ، حسین زنده رودی ، علی صادقی ، حمید عجمی ، رضا مافی ، میر حسین موسوی
براستي چه بر سر هنر خوشنويسي آمده است؟ آيا اين همان هنري است كه روح ايراني را در خود متجلي كرده است؟ روح ايراني در بردارنده عظمت فرهنگی و دينی اوست.فرهنگی که حفظ کرامتهای انسانی اولين اصل در آن بحساب می آيد.اگر اين هنر براستی دارای چنين بار معنايی بزرگی است پس چرا اساتيد خوشنويسي جايگاه پير طريقت را به خرقه رياست فروخته اند . آيا بزرگان اين راه كه نامشان جاودانه مانده است فقط در خط وخطاطي بزرگ بوده اند .
آميختگی خط با عرفان چيزی نيست که بتوان آنرا انکار کرد . قدرت هنر آن مقدار است که حتی شاهان ستمکاری چون شاه عباس صفوی نيز در برابر قدرت قلم آنان احساس ضعف می کردند و با اقدامات خشونت باري چون بريدن دست و ترورشبانه سعی در کم کردن نفوذ هنرمندان مردم داری داشتند که بخاطر هنر و اصالت آن حاضر به سر فرود آوردن در برابر جبار ترين حکومتها نيز نبودند.و در اين راه حتی جان خود را نيز کم ترين بها برای حفظ اصالتها بر می شمردند.
سوال اين است که اينک ما در كجاي اين اصالت ايستاده ايم ؟ مردم تحت ستم ايران كه زير بالاترين فشارها براي تغيير آداب و سنن ملي و ميهني خود بودند و تحقير هر روزه فرهنگهاي رنگارنگ غربي را تحمل مي كردند با خيزشي بزرگ، خود فرهنگ ساز قرن گرديدند . اينك هر بخش از فرهنگ ايراني با درك جايگاه خود و ميزان نقش و تاثير گذاري خود در اين فرهنگ سازي بايد با اين خيزش همراه گردد. انجمن خوشنويسان ايران به عنوان طلايه دار حفظ و پيشرفت هنر خوشنويسي ـ يكي از اصيل ترين سمبل هاي فرهنگ فارسي ـ چه نقشي در اين فرهنگ سازي براي خود تعريف كرده است؟ براي حضوري مناسب در عرصه هاي بينالمللي وهماهنگي هر چه بيشتر با موج فرهنگ سازي و معرفي فرهنگ ايراني به جهان تشنه شناخت ايران چه برنامه اي به جز برگزاري نمايشگاه هاي خارجي كه نقش جانبي در اين مورد ايفا مي كند را در دايره سياستهاي خود جاي داده است ؟ مسئولين انجمن تا چه مقدار خود را براي جهاني انديشيدن آماده كرده اند؟ و آيا براي نهادينه كردن اين نوع نگرش در نسلي كه پرورش مي دهند انديشهاي در خور داشته اند؟
شما كه علاقمند اين هنر هستيد براي رسيدن به اين هدف والا چه پيشنهاداتي داريد؟ ما و ديگر خوانندگان را در جريان نظرات خود قرار دهيد . تيم (anjomanorg) منتظر نظرات سازنده شما است تا با درج آنان و ايجاد يك زمينه مناسب در طرح مسائل جديد خوني جوان در رگهاي پير انجمن جاري نمايد. شعار ما اين است :
تا سخني نگوئيم گوشي براي شنيدن نخواهيم يافت.
او استاد خط بود اما خط را بهانه اي مي دانست براي انسان سازي. او با تعليم خط سعي در پرورش روح زيباي انساني هنر آموزان خود داشت . از شاگردان آن مرحوم بسيارشنيده ام كه او به وضعيت شاگردان خود بسيار اهتمام مي ورزيد . يكي از اساتيد خاطره اي را بيان مي كند كه روزي من از شهرستان محل سكونتم نزد استاد رسيدم . وضعيت مالي مناسبي نداشتم اما عشق خوشنويسي باعث شده بود كه دوري راه را تحمل نمايم و براي تعليم آن هر جلسه راه بسياري را طي نمايم .روزي استاد متوجه اين وضعيت من شد از اينرو يكي از كارهاي من را بهانه قرار داد و بعنوان جايزه مبلغ 300 تومان به من داد . اين مبلغ در آن زمان بسيار زياد بود و من كه از اين ميزان پول تعجب كرده بودم و مي دانستم استاد هم شخص متمكني نيست به گونه اي در خود احساس دين به خط نمودم كه باعث شد چند برابر بيشتر ازقبل به اين كار اهتمام ورزم . در حقيقت همان 300 تومان مرا استاد كرد . و ارزش و بهاي خط راپيش چشمان من صد چندان كرد .
سوال من اين است كه براستي چند نفر را مي شناسيم كه استاد خط باشند و اين مقدار به خط و خوشنويسي عشق بورزند و نسبت به آن اينچنين خاضر به از خود گذشتگي باشند؟ اميدوارم نگوئيد هيچ كس. زيرا در اين صورت بايد گفت : براي شادي روح در گذشته فرهنگ خوشنويسي بخوان فاتحه مع الاخلاص و الصلوات
ن والقلم و ما يسطرون
هنر خوشنويسي از هنر هاي كهن و مورد علاقه ماايراني هاست و از جمله هنر هايي است كه صاحبان آن در نزد مردم نيز داراي شان و مقام والايي هستند. تاريخ خوشنويسي در ايران دوره هاي متفاوتي را شاهد بوده است. در برخي از اين دوره ها وجود نوابغي كه مبدع چندين خط متفاوت بوده اند بيانگر حضور پر رنگ اين هنر درميان مردم آن دوران مي باشد . از جمله شرايط بالندگي يك هنر و پيشرفت آن وجود فضاي مناسب در جامعه و اقبال عموم به آن هنر است از اينرو با مشاهده پيشرفت سريع ابداعات هنري در يك دوره مي توان به جايگاه اجتماعي آن هنر در آن دروه تاريخي پي برد.
امروزه نيز اين هنر داراي منزلت و شان والايي در جامعه ماست. به گونه اي كه اساتيد خوشنويسي در نزد عامه مردم به عنوان انسانهايي معنوي و داراي خلقيات والاي انساني مطرح مي باشند واين شايد به دليل متون سراسر انساني و معنوي ادبيات كهن اين مرز وبوم مي باشد كه هميشه سرمشق خوشنويسان بوده است. انجمن خوشنويسان ايران مهمترين مركزي است كه سكان هدايت اين هنر و پيشرفت و بالندگي آنرا در ايران امروز ما سرلوحه خود قرار داده است. تلاش اين انجمن بر آن است تا اين هنر را در كشورمان حمايت كرده بر رشد و بالندگي آن تاثير مثبت گذارد. اين انجمن قصد دارد تا با ترويج اين هنر آميخته به ادبيات پر معناي فارسي علاوه بر حفظ اين ميراث هنري، ادب سراسر معنوي اين مرزو بوم را نيز گسترش دهد. تلاشهاي انجام شده دراين راه جاي بسي تقدير دارد اما سوال اين است كه آيا اين تلاشها متناسب با زمان بوده است يا خير ؟
آيا انجمن خوشنويسان براي پيشبرد اهداف خود از تمام امكانات موجود بهره برده است ؟ آيا هيچگاه مسئولين اين انجمن سعي داشته اند تا در برنامه ريزي هاي خود از تكنولوژي آموزشي نيز بهره مند گردند؟ در اين انجمن استفاده از دوربين مدار بسته در آموزش بهتر هنرجويان از چه جايگاهي برخوردار است؟ چند سي دي آموزش خوشنويسي در بازار سراغ داريد كه مي تواند مشتاقان اين هنر را در آموزش راحت تر اين فن ياري نمايد؟ چرا با وجود عمر طولاني اين انجمن، تا كنون هيچ نشريه اي از اين مركز در جهت ارتقاء سطح اطلاعات عمومي مردم از هنر خوشنويسي يا حد اقل مرجعي رسمي براي در اختيار قرار دادن اطلاعيه هاي انجمن كه حد اقل نيازهاي ضروري مراكزي اينچنيني است تا به حال اقدامي صورت نگرفته است؟ آيا براي جذب مخاطبان جوان اقدامات عملي خاصي انجام گرفته است ؟ موفقيت يا عدم چنين برنامه هايي چگونه مورد سنجش قرار مي گيرد؟ چند درصد از جوانان ما امروز با انجمن يا مراكز وابسته به آن ارتباط دارند ؟ خوشنويس بودن آيا در هيچ يك از ادارات ما بعنوان يكي از شرايط احراز پست هاي اداري شناخته شده است؟ آيا تا به حال با ديدن شناسنامه خود كه با خطي نه چندان زيبا و گاه نازيبا نوشته شده آرزو نكرده ايد كه اي كاش اداره ثبت كمي بر خوش خطي كارمندان خود اهتمام بيشتري داشت؟ آنچنان كه در گذشته اي نه چندان دور از جمله شرايط استخدام در اين اداره يا دريافت امتياز دفتر خانه داشتن خط خوش بوده است. چرا با وجود كاهش بي سوادي و بهره مند شدن افراد بسياري از اين نعمت، به جاي پيشرفت اين هنر در ميان تحصيل كردگانمان شاهد بي نيازي آنان از يادگيري اين هنر هستيم ؟ چه گروه يا دسته اي شايسته است در اين مورد همت كرده و در ترويج عملي تر آن تلاش نمايند؟
يافتن پاسخ اين سوالات يا سوالاتي از اين دست همت ماست. سعي ما بر آن است تا ضمن در اختيار قرار دادن اطلاعاتي از برنامه هاي انجمن به نقد عملكرد انجمن خوشنويسان ايران پرداخته نقاط ضعف يا قوت برنامه هاي آنرا برشماريم و جايگاهي براي بيان نقطه نظرات دوست داران اين هنر باشيم .ما معتقديم اولين قدم در نشنيدن نگفتن است و هر آنچه گفته شود بالاخره شنيده خواهد شد. ياري شما در اين راه آرزوي قلبي ماست.شما مي توانيد اطلاعات ، نقطه نظرات و پيشنهادات خود را از اين طريق در اختيار ديگر دوستان خود قرار دهيد
|
به گزارش ايرنا، در اين مراسم كه همه ساله باهدف معرفي و تجليل از تلاشهاي علمي محققان و پژوهشگران ايراني و خارجي برگزار مي شود، برگزيدگان هجدهمين جشنواره خوارزمي در حضور خاتمي معرفي و هدايايي از رئيس جمهوري دريافت مي كنند.
در هجدهمين جشنواره بين المللي خوارزمي، ۴۰ طرح برگزيده معرفي شد كه از اين تعداد ۳۵ طرح داخلي و پنج طرح از كشورهاي ايتاليا، استراليا و بنگلادش بودند.
سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري در اين مراسم طي سخناني با انتقاد از كساني كه دولت را به زمينه سازي بي ديني و رواج ولنگاري در كشور متهم مي كنند، اظهار داشت : منصفان بدانند كه تهمت هايي كه به اين دولت در مورد زمينه سازي بي ديني و رواج ولنگاري در جامعه مي زنند، مستحق كساني است كه خود اين تهمت ها را مطرح مي كنند.
به گزارش ايرنارئيس جمهوري در هجدهمين جشنواره بين المللي خوارزمي اظهار داشت : اين در حالي است كه در طول فعاليت اين دولت اعتبارات نهادهاي علمي ، فرهنگي و ديني در كشور چهار برابر شده است .
رئيس جمهوري با بيان آمار و ارقامي از افزايش اعتبارات نهادهاي ديني و فرهنگي در سالهاي گذشته اظهار داشت : اعتبارات نهادهاي علمي و فرهنگي وديني از ۱۵۴ ميليارد ريال در سال ۱۳۷۲ به ۶۰۲ ميليارد ريال در سال ۱۳۸۳افزايش يافته است .
خاتمي در بخش ديگري از سخنانش با تأكيد بر لزوم تقويت بنيانهاي مردمسالاري در كشور اظهار داشت : ركن اعتماد مردم به حكومت و برقراري رابطه سازنده ميان دولت و ملت كه اساس پيشرفت است در سايه استقرار حكومت متكي به اراده مردم و تقويت بنيانهاي مردمسالاري ميسر خواهد شد.
رئيس جمهوري مردمسالاري را گفتمان مسلط و غالب اين روزگار دانست وگفت : مردمسالاري كه خواست همه جوامع بشري اعم از پيشرفته ، در حال پيشرفت و عقب نگهداشته شده است به سادگي بدست نمي آيد و يك كالاي وارداتي نيست .
خاتمي با بيان اين مطلب كه «اگر بخواهيم مردمسالاري داشته باشيم بايدبدانيم كه هر دين و هر برداشتي از دين با مردمسالاري سازگار نيست » ، اظهار داشت : متاسفم كه امروز در دنياي اسلام از جمله در ايران كساني هستند كه برداشتها يا پندارهايي دارند كه از واپس مانده ترين لايه هاي اجتماعي گرفته اند و با عادتها و ذهنيت هاي متعلق به گذشته مي كوشند با توجيهات فلسفي ، سفسطه ، خطابه و هياهو اين ذهنيتها و عادتها را به عنوان دين حق جلوه دهند.
|
خاتمي گفت : آنچه در چهره طالبان و القاعده تجلي پيدا كرده است وبهانه به قدرتمندان زورگو و جنگ طلب داده است كه بر دنياي اسلام بتازندباعث شده است تا اسلام را مايه عقب ماندگي ، خشونت و ترور جلوه دهند.
رئيس جمهوري به اصرار دولت در سالهاي گذشته بر مسئله مردم سالاري ديني اشاره كرد و گفت: دين به عنوان محكم ترين اساس هويت اين جامعه نمي تواند از دموكراسي بيگانه باشد چنانكه تحقق دموكراسي بيگانه از دين نيز بيشتر به يك پندار مي ماند تا واقعيت.
وي همچنين به اهميت برگزاري جشنواره خوارزمي در بخش دانش آموزي اشاره كرد و گفت: در اولين دوره جشنواره خوارزمي در بخش دانش آموزان تنها يكصد طرح تحقيقاتي مطرح شد در حالي كه اين رقم در آخرين جشنواره به چندهزار طرح افزايش يافت.
رئيس جمهوري گفت: جشنواره خوارزمي مي تواند حركت جديدي را به منظور جهت بخشيدن به فعاليتهاي پژوهشي در دستور كار خود قرار دهد.
رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي پيشنهاد كرد به منظور ارتقاء تحقيق و پژوهش «باشگاه برگزيدگان جشنواره بين المللي خوارزمي» تشكيل شود.
وي از جعفر توفيقي و مسعود پزشكيان وزيران علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي خواست تا در ماه هاي باقيمانده از عمر اين دولت در اين زمينه حركت كنند.
وزير علوم: روند توسعه علمي
تشديد خواهد شد
پيش از سخنان رئيس جمهوري، دكتر جعفر توفيقي وزير علوم، تحقيقات و فناوري و محمدجواد قاسمي دبير جشنواره خوارزمي گزارشي از فعاليت هاي اين جشنواره و دستاوردهاي علمي كشور ارائه كردند.
دكتر جعفر توفيقي، وزير علوم، تحقيقات و فناوري در اين مراسم، با تأكيد بر اين كه بيشترين سرمايه گذاري ها بايد روي مبتكران و محققان به ويژه در بين اقشار جوان و دانشجو صورت گيرد، خاطرنشان كرد: روند توسعه علمي كشور طي برنامه چهارم توسعه تشديد خواهد شد و خواهيم توانست به اهداف ترسيم شده در اين بخش دست يابيم.
دكتر توفيقي با بيان اين كه تقويت بنيان هاي آموزشي در دهه ۶۰ و تقويت بنيانهاي پژوهشي در دهه ۷۰ انجام شده است، تأكيد كرد: دهه ۸۰ يا برنامه چهارم توسعه بايد دهه توسعه فناوري، ابتكار، خلاقيت و كارآفريني باشد تا بتوانيم به چالش هاي اساسي در اين بخش پايان دهيم.
وزير علوم، تحقيقات و فناوري در عين حال خاطرنشان كرد: پاسخگويي به اين چالش ها در گرو ترويج فرهنگ خلاقيت، فناوري و نوآوري در كشور است كه اين فرهنگ به سرعت رو به گسترش است. از سوي ديگر، نظام حقوقي حمايت از پژوهشگران در قالب نظام مالكيت معنوي مسير مناسبي را طي مي كند زيرا همانگونه كه شاهد بوديم بسياري از اختراعات در خارج ثبت مي شد اما امروزه توسط نهادهاي ذيربط طرح مالكيت معنوي در دست تصويب است و شتاب بيشتري به حركت نوآوري داده مي شود.
اهداي لوح سپاس جامعه علمي كشور به رئيس جمهوري
همزمان با معرفي برگزيدگان هجدهمين جشنواره بين المللي خوارزمي، جامعه علمي كشور لوح ياد بود و سپاسي را به خاطر تلاشهاي رئيس جمهوري براي توسعه علمي كشور به وي اهدا كرد.
در اين لوح يادبود كه جعفر توفيقي وزير علوم، تحقيقات و فناوري به نمايندگي از جامعه علمي كشور به رئيس جمهوري اهدا كرد، از تلاشهاي شخص رئيس جمهوري و دولت وي در توسعه علمي كشور قدرداني شده است.
جعفر توفيقي گفت: آقاي خاتمي در طول دو دوره رياست جمهوري، به توسعه علمي و فني كشور توجه ويژه اي داشته است.
حداد عادل، برگزيده بخش پژوهشهاي بنيادي جشنواره خوارزمي
غلامعلي حدادعادل رئيس مجلس شوراي اسلامي به عنوان برگزيده بخش پژوهش هاي بنيادي «هجدهمين جشنواره بين المللي خوارزمي» معرفي شد.
در اين جشنواره، حداد عادل به خاطر پژوهش در طرح «دانشنامه جهان اسلام» رتبه سوم بخش پژوهشهاي بنيادي را از آن خود كرد.
به علت عدم حضور رئيس مجلس شوراي اسلامي در مراسم مذكور، رئيس جمهوري جايزه وي را به «حسن طارمي راد» معاون علمي «بنياد دايره المعارف اسلامي» اهدا كرد.
هنگامي كه مجري مراسم، نام حداد عادل را به عنوان برگزيده جشنواره قرائت كرد، توضيح داد «رئيس مجلس شوراي اسلامي به خاطر جلسات كاري در اين جلسه حضور پيدا نكرده است.»
«دانشنامه جهان اسلام» دايره المعارفي درباره شريعت مقدس اسلام و تاريخ و تمدن و فرهنگ ملل مسلمان از آغاز اسلام تا زمان حاضر است.
مقالات اين دانشنامه، حوزه وسيعي از علوم و معارف را دربرمي گيرد.
علي اكبر ولايتي از جمله همكاران حداد عادل در طرح پژوهشي دانشنامه جهان اسلام است.

