تبليغاتX
ممسنی

آيا تا به حال به نقد هنري خط فكر كرده ايد؟
تاريخ: سه شنبه 18 اسفند1383 ساعت :12 بعد از ظهر
نقد هنر يا هنر نقد کردن
بنام خدا
نقد يكي از مباحث مهم در هنر است كه موجب ارتقاء كيفي محصول و ارتقاء علمي هنرمند مي شود . در هنر هايي چون نقاشي ، سينما ، تاتر عكاسي و مانند آن از مدتها پيش اين فرهنگ جاري و رايج بوده است . بطوري كه امروز نقد هنرهاي مذكور يكي از ضرورتهاي پيوسته آن به حساب مي آيد. اما اين امر هنوز در هنر خوشنويسي طراحي نگرديده و هيچ حركتي نيز در جهت رسيدن به آن صورت نگرفته است. چنين حركتهايي نيازمند ايجاد زمينه هاي مناسب و تغييراتي در نحوه نگرش به اين هنر و تعريفي است كه از آن به عمل مي آيد. اصولا تعريف ها محدوده عمل را مشخص مي كنند . هر چه يك تعريف نسبت به افراد خود جامع‌تر تنظيم گردد، امكان استفاده از پتانسيلهاي موجود در آن افزايش بيشتري مي يابد. از طرفي تعيين حدود تعريفها ارتباط مستقيمي با نوع نگرش موجود دارد . هر چه اين نگرش عام تر بوده و در آن افقهاي دورتري ديده شود شكل طراحي آن امكان بيشتري براي تطبيق با مدلهاي متفاوت خواهد داشت.
انجمن خوشنويسان ايران مرجعي است كه مي تواند تاثير گذارترين حركتها را در راستاي ارتقاء سطح كيفي هنر خوشنويسي انجام دهد اما اين حركتها نيازمند وجود نگرشي درست در سطوح مديريتي اين انجمن مي باشد. از طرفي اين مديريت نيز محدوديت هايي براي طراحي و اجراي سياستهاي مناسب خود دارد. ازجمله آنكه سياستهاي آن نيازمند حدي مناسب از پذيرش در سطوح پائين تر است. زيرا تا نياز به تغيير در يك جامعه هنري احساس نشود اميد به تحول ، اميد بي ثمري خواهد بود. هر پيشرفتي در ميان يك تعامل دو سويه صورت خواهد گرفت . يك سو وضع سياستهاي مناسب در سطوح مديريتي و سويي ديگر زمينه پذيرش در سطوح پائين تر.
به نظر شما انجمن خوشنويسان ايران براي ورود به عرصه هاي جديدتري همچون نقد هنري نيازمند چه تحولاتي در خود است؟ نگرشهاي موجود در اين انجمن تا چه حد در ايجاد زمينه هاي مناسب براي حضور بيشتر در اين عرصه ها كافي است؟فضاي كنوني انجمن تا چه حد زمينه را براي تغييرات بنيادي مورد نياز اعضاي انجمن آماده كرده است تا در صورت ضرورت بتواند از يك مرحله به مرحله بعد وارد شود؟ اصولا فضاي انجمن را چگونه ارزيابي مي كنيد. آيا اين فضا براي تغيير آمادگي دارد يا خير؟اگر شما در مقام مديريت انجمن بوديد چه برنامه هايي را در اين راستا طراحي مي كرديد؟

نوشته شده توسط صادق تاج بخش | موضوع: | لينک ثابت |
جزيره ای به نام انجمن خوشنويسان ايران
تاريخ: سه شنبه 18 اسفند1383 ساعت :12 بعد از ظهر
 

انجمن خوشنويسان ايران بعنوان داعيه دار ترويج فرهنگ خوشنويسی که از قضا يکی از اصيل ترين هنرهای ايرانی نيز می باشد با تلاشهای يک سويه و ممانعت های مستقيم و غير مستقيم از شکل گيری گروههای هم شکل در حقيقت جزيره ای بی ارتباط با محافل هنری ديگر ايجاد کرده است که جز خود کس ديگری را امکان راه يابی به اين جزيره نيست . ارتباط انجمن خوشنويسان ايران با محافل خوشنويسی جهان اسلام تا چه حد است؟

امروز ارتباط فرامرزی يکی از راهکارهای پيشرفت در مجموعه های بزرگ هنری جهان است . اما شايد بتوان گفت که يکی از دلايل کم بودن و گاه بی ارتباطی بودن انجمن خوشنويسان ايران با ديگر مراکز خوشنويسی جهان از ميان رفتن انحصار گری در اين انجمن می باشد که موافق طبع برخی افراد در انجمن نمی باشد. زيرا در اين صورت است که ضعفها و کمبودهايی که در انجمن خوشنويسان ايران موجود می باشد و به نوعی در آن نهادينه شده است به خوبی آشکار می گردد.

يکی از پارامترهای سنجش موفقيت در هر مجموعه گسترده ای مانند انجمن خوشنويسان ايران ميزان به فعليت رساندن پتانسيلهایی است که در آن مجموعه موجود می باشد.تشکيل گروههای وابسته يکی از اين راهکارهاست که امروزه در جهت استفاده بهينه از توانايی های اعضا امری رايج و معمول می باشد. در حالی که انجمن خوشنويسان ايران نه تنها تا کنون نتوانسته چنين تشکل هايی را ساماندهی کند بلکه از رهبريت همين نيروهای موجود نيز عاجز بوده است. نمونه آن عدم ارتباط خوشنويسان پس از کسب رتبه های بالا با مديريت انجمن می باشد که تنها زمان ارتباط در زمان رای گيری دو سالانه است . تازه آن هم در صورتی است که برخی از مديران نياز به رای بيشتری نسبت به رقيب داشته باشند و تنها در آن صورت است که  از آنان دعوت به عمل می آيد . و  معمولا پس از رای گيری نيز مجددا به فراموشی سپرده می شوند.

و يا عدم انتشار يک نشريه مستمر برای اطلاع رسانی به اعضا در صول ۳۷ سال تاسيس اين انجمن می باشد.

برای حرکت به سوی جهانی شدن بايد تمرين جهانی فکر کردن  و جهانی عمل کردن را جزء تمامی اقدامات خود قرار داد و از محدوده تمرکز گرايی و خود محوری دور شد

نوشته شده توسط صادق تاج بخش | موضوع: | لينک ثابت |
خوشنویسان نوگرا و تحول اجباری
تاريخ: سه شنبه 18 اسفند1383 ساعت :12 بعد از ظهر

اولین نمایشگاه مروری بر آثار خوشنویسی در گرایشهای نوین ، به بحث درباره بنیانگذاری هنر خط نقاشی در ایران دامن زد .به گزارش خبرنگار تجسمی خبرگزاری "مهر" ، در اولین دوره نمایشگاه خوشنویسی درگرایش های نوین که در مرکز فرهنگی هنری صبا برپا شد ، گزیده ای از آثار 87 هنرمند ایرانی با گرایشهایی جدید در حوزه خوشنویسی ارائه شد .به نظر می رسد اشاره به عنوان گرایش های جدید در خوشنویسی ایران ، بیش از همه بخاطر نمایش آثار خط نقاشی در این نمایشگاه به آن اطلاق شده است .
آیدین آغداشلو درباره پیشینه این گرایش هنری درایران معتقد است : " از قرن سیزدهم هجری قمری ، ایجاد یک متن قابل قرائت - که مهمترین هدف خوشنویسی کهن بوده است - در جاهایی مثل سیاه مشق نویسی، اهمیت چندانی نمی یابد و در بسیاری قطعات، سعی عمده در راستای ترکیب بندی و شیوایی و زیبایی صفحه به کار می رود و با برهم خوردن کفه تعادل ، میان متن و ساختار خوشنویسانه ، ساختار عمده می شود و در پی آن ، آثاری انتزاعی به وجود می آید که در آن تنها از مدلول ها و شکل الفبای سنتی مورد توافق و ستایش استفاده می شود " .

وی ادامه می دهد : " خط نقاشی معاصر که از پشتوانه غنی آثار خوشنویسان معتبری چون ملک محمد قزوینی و نقاشانی چون اسماعیل جلایر و سیاه مشق نویسانی مانند میرزا غلامرضا اصفهانی و میرزا کلهر برخوردار بوده است ، با چنین هدف و نیتی آغاز می شود و پاسخ و مفری برای سنت ماقبل خود است ، که همچون هر دوران هنری دیگری به مرحله اشباع خود رسیده بود .
تصور رایج مبنی بر این که خوشنویسی جز رد صورت نقش بستن مرکب با قلم نی بر روی کاغذ گونه دیگری ندارد ، پیکره سنت تناور و گسترده و ممتدی را بنا می گذارد که همان سنت رسمی خوشنویسی قدیم ایرانی و اسلامی است . با وجود این،  جستجوی هنرمندان خط نقاشی بی آن که بخواهند اعتبار و جایگاه خوشنویسی سنتی را انکار کنند ، زمینه ها و امکاتان بصری تازه و متنوعی را پدید می اورد که در عین متصل ماندن به خاطره و تکیه گاهی مطمئن و نیرومند ، موفق می شود با زبانی  گسترده و جهانی ، با مخاطبانی از فرهنگ های متفاوت ارتباط یابد و پلی بین گذشته سنتی و جهان متحول امروز ایجاد کند "  .

آغداشلو تصریح می کند : " هنرمندان خط نقاشی از خاستگاههای متفاوتی می آیند ، گروهی از آنان به شدت به خوشنویسی سنتی تعلق دارند و وفاداری شان به مفردات حروف و شکل ثابت کلمات به کمال اعمال می شود و تنها در ترکیب بندی ها و رنگ آمیزی ها و حجم سازی ها ست که به طبع آزمایی و هنر نمایی می پردازند . گروهی دیگر نیز از خواستگاه  و زمینه نقاشی معاصر ایران برخاسته اند . هنرمندان این دسته به قواعد و اصول خوشنویسی دلبستگی چندانی ندارند و به آن تنها به شکل دستمایه ای نگاه می کنند که از راه شگردهای خلاقه می توان در آن به تجربه های جدیدی دست یافت " . 
برخلاف انتظار از یک نمایشگاه خوشنویسی گرایش های معاصر در عرصه این هنر، خصوصا گستره خط نقاشی عاملی است تا مخاطب امروزی با دیدن این نمایشگاه ضمن احساس یک نقطه اتصال با گذشته تاریخی خود ، پاسخی برای نیازهای برخاسته از بستر مدرنیته را نیز در ان دریابد .

با توجه به همه آنچه گفته شد ، به نظر می رسد ، بروز این گرایش های نوین ، بازخوردی از آنچه جامعه به آن نیاز دارد در آثار خوشنویسان جدید است و تحول صورت پذیرفته ناگریز بوده است . اما آنچه مهم است ، تطبیق این تحول با آن چه آکادمی هنر مدرن بنیان های آن را پی افکنده  است، است  . زیرا این گرایش ها داعیه آن را دارند ، نه تنها ریشه های سنت را در درون خود حفظ کرده اند بلکه از هماهنگی کاملی با نیاز های مدرنیته نیز برخوردارند . به همین دلیل نیزباید  جوهر اصول آکادمیک هنر مدرن در آنها رایج باشد .  برخی از هنرمندان شرکت کننده در نمایشگاه خوشنویسی درگرایشهای نوین عبارتند ا :  محمد احصائی ،  نصر الله افجه ای ،  فرامرز پیلارام ، جلیل رسولی ، زهرا رهنورد ، حسین زنده رودی ، علی صادقی ، حمید عجمی ، رضا مافی ، میر حسین موسوی

نوشته شده توسط صادق تاج بخش | موضوع: | لينک ثابت |
انجمن خوشنويسان ايران و فرهنگ سازی
تاريخ: سه شنبه 18 اسفند1383 ساعت :12 بعد از ظهر
 
بنام خدا
براستي چه بر سر هنر خوشنويسي آمده است؟ آيا اين همان هنري است كه روح ايراني را در خود متجلي كرده است؟ روح ايراني در بردارنده عظمت فرهنگی و دينی اوست.فرهنگی که حفظ کرامتهای انسانی اولين اصل در آن بحساب می آيد.اگر اين هنر براستی دارای چنين بار معنايی بزرگی است پس چرا اساتيد خوشنويسي جايگاه پير طريقت را به خرقه رياست فروخته اند . آيا بزرگان اين راه كه نامشان جاودانه مانده است فقط در خط وخطاطي بزرگ بوده اند .
آميختگی خط با عرفان چيزی نيست که بتوان آنرا انکار کرد . قدرت هنر آن مقدار است که حتی شاهان ستمکاری چون شاه عباس صفوی نيز در برابر قدرت قلم آنان احساس ضعف می کردند و با اقدامات خشونت باري چون بريدن دست و ترورشبانه سعی در کم کردن نفوذ هنرمندان مردم داری داشتند که بخاطر هنر و اصالت آن حاضر به سر فرود آوردن در برابر جبار ترين حکومتها نيز نبودند.و در اين راه حتی جان خود را نيز کم ترين بها برای حفظ اصالتها بر می شمردند.
سوال اين است که اينک ما در كجاي اين اصالت ايستاده ايم ؟ مردم تحت ستم ايران كه زير بالاترين فشارها براي تغيير آداب و سنن ملي و ميهني خود بودند و تحقير هر روزه فرهنگهاي رنگارنگ غربي را تحمل مي كردند با خيزشي بزرگ، خود فرهنگ ساز قرن گرديدند . اينك هر بخش از فرهنگ ايراني با درك جايگاه خود و ميزان نقش و تاثير گذاري خود در اين فرهنگ سازي بايد با اين خيزش همراه گردد. انجمن خوشنويسان ايران به عنوان طلايه دار حفظ و پيشرفت هنر خوشنويسي ـ يكي از اصيل ترين سمبل هاي فرهنگ فارسي ـ چه نقشي در اين فرهنگ سازي براي خود تعريف كرده است؟ براي حضوري مناسب در عرصه هاي بين‌المللي وهماهنگي هر چه بيشتر با موج فرهنگ سازي و معرفي فرهنگ ايراني به جهان تشنه شناخت ايران چه برنامه اي به جز برگزاري نمايشگاه هاي خارجي كه نقش جانبي در اين مورد ايفا مي كند را در دايره سياستهاي خود جاي داده است ؟ مسئولين انجمن تا چه مقدار خود را براي جهاني انديشيدن آماده كرده اند؟ و آيا براي نهادينه كردن اين نوع نگرش در نسلي كه پرورش مي دهند انديشه‌اي در خور داشته اند؟
شما كه علاقمند اين هنر هستيد براي رسيدن به اين هدف والا چه پيشنهاداتي داريد؟ ما و ديگر خوانندگان را در جريان نظرات خود قرار دهيد . تيم (anjomanorg) منتظر نظرات سازنده شما است تا با درج آنان و ايجاد يك زمينه مناسب در طرح مسائل جديد خوني جوان در رگهاي پير انجمن جاري نمايد. شعار ما اين است :
تا سخني نگوئيم گوشي براي شنيدن نخواهيم يافت.

نوشته شده توسط صادق تاج بخش | موضوع: | لينک ثابت |
أشنايي با استاى مرحوم ميرخاني
تاريخ: سه شنبه 18 اسفند1383 ساعت :12 بعد از ظهر
آيا استاد مرحوم ميرخاني را مي شناسيد؟
او استاد خط بود اما خط را بهانه اي مي دانست براي انسان سازي. او با تعليم خط سعي در پرورش روح زيباي انساني هنر آموزان خود داشت . از شاگردان آن مرحوم بسيارشنيده ام كه او به وضعيت شاگردان خود بسيار اهتمام مي ورزيد . يكي از اساتيد خاطره اي را بيان مي كند كه روزي من از شهرستان محل سكونتم نزد استاد رسيدم . وضعيت مالي مناسبي نداشتم اما عشق خوشنويسي باعث شده بود كه دوري راه را تحمل نمايم و براي تعليم آن هر جلسه راه بسياري را طي نمايم .روزي استاد متوجه اين وضعيت من شد از اينرو يكي از كارهاي من را بهانه قرار داد و بعنوان جايزه مبلغ 300 تومان به من داد . اين مبلغ در آن زمان بسيار زياد بود و من كه از اين ميزان پول تعجب كرده بودم و مي دانستم استاد هم شخص متمكني نيست به گونه اي در خود احساس دين به خط نمودم كه باعث شد چند برابر بيشتر ازقبل به اين كار اهتمام ورزم . در حقيقت همان 300 تومان مرا استاد كرد . و ارزش و بهاي خط راپيش چشمان من صد چندان كرد .
سوال من اين است كه براستي چند نفر را مي شناسيم كه استاد خط باشند و اين مقدار به خط و خوشنويسي عشق بورزند و نسبت به آن اينچنين خاضر به از خود گذشتگي باشند؟ اميدوارم نگوئيد هيچ كس. زيرا در اين صورت بايد گفت : براي شادي روح در گذشته فرهنگ خوشنويسي بخوان فاتحه مع الاخلاص و الصلوات
نوشته شده توسط صادق تاج بخش | موضوع: | لينک ثابت |
هنر خوشنويسي
تاريخ: سه شنبه 18 اسفند1383 ساعت :11 قبل از ظهر
بسم الله الرحمن الرحيم
ن والقلم و ما يسطرون
هنر خوشنويسي از هنر هاي كهن و مورد علاقه ماايراني هاست و از جمله هنر هايي است كه صاحبان آن در نزد مردم نيز داراي شان و مقام والايي هستند. تاريخ خوشنويسي در ايران دوره هاي متفاوتي را شاهد بوده است. در برخي از اين دوره ها وجود نوابغي كه مبدع چندين خط متفاوت بوده اند بيانگر حضور پر رنگ اين هنر درميان مردم آن دوران مي باشد . از جمله شرايط بالندگي يك هنر و پيشرفت آن وجود فضاي مناسب در جامعه و اقبال عموم به آن هنر است از اينرو با مشاهده پيشرفت سريع ابداعات هنري در يك دوره مي توان به جايگاه اجتماعي آن هنر در آن دروه تاريخي پي برد.
امروزه نيز اين هنر داراي منزلت و شان والايي در جامعه ماست. به گونه اي كه اساتيد خوشنويسي در نزد عامه مردم به عنوان انسانهايي معنوي و داراي خلقيات والاي انساني مطرح مي باشند واين شايد به دليل متون سراسر انساني و معنوي ادبيات كهن اين مرز وبوم مي باشد كه هميشه سرمشق خوشنويسان بوده است. انجمن خوشنويسان ايران مهمترين مركزي است كه سكان هدايت اين هنر و پيشرفت و بالندگي آنرا در ايران امروز ما سرلوحه خود قرار داده است. تلاش اين انجمن بر آن است تا اين هنر را در كشورمان حمايت كرده بر رشد و بالندگي آن تاثير مثبت گذارد. اين انجمن قصد دارد تا با ترويج اين هنر آميخته به ادبيات پر معناي فارسي علاوه بر حفظ اين ميراث هنري، ادب سراسر معنوي اين مرزو بوم را نيز گسترش دهد. تلاشهاي انجام شده دراين راه جاي بسي تقدير دارد اما سوال اين است كه آيا اين تلاشها متناسب با زمان بوده است يا خير ؟
آيا انجمن خوشنويسان براي پيشبرد اهداف خود از تمام امكانات موجود بهره برده است ؟ آيا هيچگاه مسئولين اين انجمن سعي داشته اند تا در برنامه ريزي هاي خود از تكنولوژي آموزشي نيز بهره مند گردند؟ در اين انجمن استفاده از دوربين مدار بسته در آموزش بهتر هنرجويان از چه جايگاهي برخوردار است؟ چند سي دي آموزش خوشنويسي در بازار سراغ داريد كه مي تواند مشتاقان اين هنر را در آموزش راحت تر اين فن ياري نمايد؟ چرا با وجود عمر طولاني اين انجمن، تا كنون هيچ نشريه اي از اين مركز در جهت ارتقاء سطح اطلاعات عمومي مردم از هنر خوشنويسي يا حد اقل مرجعي رسمي براي در اختيار قرار دادن اطلاعيه هاي انجمن كه حد اقل نيازهاي ضروري مراكزي اينچنيني است تا به حال اقدامي صورت نگرفته است؟ آيا براي جذب مخاطبان جوان اقدامات عملي خاصي انجام گرفته است ؟ موفقيت يا عدم چنين برنامه هايي چگونه مورد سنجش قرار مي گيرد؟ چند درصد از جوانان ما امروز با انجمن يا مراكز وابسته به آن ارتباط دارند ؟ خوشنويس بودن آيا در هيچ يك از ادارات ما بعنوان يكي از شرايط احراز پست هاي اداري شناخته شده است؟ آيا تا به حال با ديدن شناسنامه خود كه با خطي نه چندان زيبا و گاه نازيبا نوشته شده آرزو نكرده ايد كه اي كاش اداره ثبت كمي بر خوش خطي كارمندان خود اهتمام بيشتري داشت؟ آنچنان كه در گذشته اي نه چندان دور از جمله شرايط استخدام در اين اداره يا دريافت امتياز دفتر خانه داشتن خط خوش بوده است. چرا با وجود كاهش بي سوادي و بهره مند شدن افراد بسياري از اين نعمت، به جاي پيشرفت اين هنر در ميان تحصيل كردگانمان شاهد بي نيازي آنان از يادگيري اين هنر هستيم ؟ چه گروه يا دسته اي شايسته است در اين مورد همت كرده و در ترويج عملي تر آن تلاش نمايند؟
يافتن پاسخ اين سوالات يا سوالاتي از اين دست همت ماست. سعي ما بر آن است تا ضمن در اختيار قرار دادن اطلاعاتي از برنامه هاي انجمن به نقد عملكرد انجمن خوشنويسان ايران پرداخته نقاط ضعف يا قوت برنامه هاي آنرا برشماريم و جايگاهي براي بيان نقطه نظرات دوست داران اين هنر باشيم .ما معتقديم اولين قدم در نشنيدن نگفتن است و هر آنچه گفته شود بالاخره شنيده خواهد شد. ياري شما در اين راه آرزوي قلبي ماست.شما مي توانيد اطلاعات ، نقطه نظرات و پيشنهادات خود را از اين طريق در اختيار ديگر دوستان خود قرار دهيد
نوشته شده توسط صادق تاج بخش | موضوع: | لينک ثابت |
گفت وگو با دكتر محمود عزيزى، استاد دانشگاه، درباره تعزيه
تاريخ: یکشنبه 9 اسفند1383 ساعت :12 بعد از ظهر

 
تعزيه ميراث مذهبى ملى و افتخار ماست
تعزيه و نمايش سنتى - مذهبى، بايد با قوت و توان بيشتر به كار خود ادامه بدهد و روش هاى مرسوم حفظ و تقويت بشود


نمايش، بازسازى حركت و عمل است براى انتقال حسى از مبدأ به تماشاگر. و تعزيه به عنوان يكى از گونه هاى نمايشى، در كشورمان داراى سابقه طولانى و درخشان است. در اين باره، با دكتر محمود عزيزى استاد دانشگاه و دست اندركار نمايش و ادبيات نمايشى به گفت وگو پرداخته ايم كه تقديم مى شود.
019515.jpg


* تعزيه و ادبيات نمايشى در فرهنگ و هنر ايرانى داراى قدمت و سابقه طولانى است.كارهاى موجود را چگونه مى بينيد و چه راه كارهايى پيشنهاد مى كنيد كه به تقويت اين هنر بينجامد؟
** بايد ديد موقعيت كارهاى نمايشى و پس رفت يا پيش رفت آن نسبت به گذشته چگونه است. وقتى قرار باشد كار برجسته نمايشى معرفى كنيم مجبوريم چند نمونه پيش از انقلاب را نام ببريم. اين نشانگر سردرگمى تئاتر بعد از انقلاب است. اول به مسوولان نمايشى اين سوال بر مى گردد كه نتوانسته اند متناسب با نيازهاى جامعه انقلابى سمت و سوى عملى و اجرايى به كارها ببخشند. دوم هم به اين برمى گردد كه خود گروه هاى نمايشى نتوانسته اند راه هاى پيش رفت را تشخيص داده و در اين مسير گام بردارند.
مثلاً وقتى يك نفر اراده مى كند فردا صاحب فلان عنوان يا شغل فرهنگى باشد، مى تواند كار نمايشى هم به دست بگيرد. عدم ضابطه مندى و تعريف اصول، خلأ بزرگى در اين راستاست. از كليات كه بگذريم و به ويژه به تعزيه و نمايش محدود بشويم، مى بينيم اين حرفه و هنر هم به دور از كاستى ها نمانده است. موضوع استاد - شاگردى ركن اساسى در كار گروه هاى نمايشى تعزيه است. سامان داده نشدن به معيشت آن ها باعث شده تمرين ها و كيفيت كارشان سال به سال كمتر بشود.
در حالى كه در دنيا ما اگر به نمايشى و هنرى شهرت داريم، اين اجراى مكرر نمايش هاى كلاسيك غربى نيست، بلكه نمايش هاى اصيل ملى، مذهبى و قومى خودمان است. تعزيه، نمايش هاى روحوضى و كارهاى از اين دست است كه مهر و نشان هويت فرهنگى ما در اين عرصه است.
اين قسمت نياز مبرم به داشتن متولى دارد، تا آن ها هم به صورت موسمى و فصلى، كارشان را با نزديك شدن به روزهاى خاص و مراسم خاص انجام ندهند، بلكه به عنوان گروههاى حرفه اى، در همه فصول سال به تمرين و نمايش كارهايشان ادامه بدهند.
البته در به روز كردن آن نمايش هاى سنتى تعزيه هم بايد با احتياط و سنجش و دقت همه جانبه عمل كرد. اين كار بايد حساب شده باشد تا به اصل صدمه نزند.
چون اين ميراث مذهبى، ملى و افتخار ماست و نبايد به نام نوكردنش، آسيبى به آن وارد كرد.
* منظورتان اين است كه كمى بودجه اختصاص داده شده به كارهاى نمايشى مانع از اعتلاى آن است؟
** خروجى مهم است. آنچه عرضه مى شود و نه آنچه بيلان كار نوشته مى شود. شرم آور است كه با بودجه سالانه سه ميليارد تومانى، وضع نمايش كشور اين گونه باشد. بودجه مختص نمايش صرف چه كارهايى مى شود؟
* تعزيه و نگاه سنتى كه هست، چه فرم ها و آموزش هايى مى توان به آن اضافه كرد؟
** تعزيه و نمايش سنتى - مذهبى، بايد با قوت و توان بيشترى به كار خود ادامه بدهد و روش هاى مرسوم حفظ و تقويت بشود. متاسفانه در سال هاى اخير، به دو دليل عمده اى كه اشاره كردم، تئاتر عروسكى در حال از بين رفتن است. تئاتر روحوضى منوط به چند نفر از قديمى ها است و نفس هاى آخرش را مى كشد و با فوت آن چند نفر آدم مسن، كه آن را حفظ كرده اند، از بين خواهد رفت.
چون ادامه دهندگان تربيت نشده اند، با همين وضع، با كم و بيش اختلاف، در مورد تعزيه هم روبه  رو هستيم. جامعه و مسوولين موظف به حفظ اين ميراث مذهبى و ملى و نمايانگر هويت فرهنگى هستند و بايد براى پابرجايى اش هزينه كنند، تا بعدها جاى افسوس خوردن نباشد. اگر تا به امروز تعزيه سينه به سينه و گروه به گروه حفظ شده و به اينجا رسيده است دليلش همت ملت بوده است و حالا جاى آن دارد، دولت، كه نماينده ملت است، متولى دلسوز و امين آن باشد.
در ديگر كشورها، مدت هاست كه زندگى شهرى رايج شده است، ولى مى بينيم هنوز هم سبك كابوكى، اپراى پكن و ... به عمرشان ادامه مى دهند و منوط به حمايت دولتى شده است. زندگى شهرى و تقسيم كار و روابط اجتماعى پيچيده مى طلبد كه دولت به نمايندگى از ملت از حفظ ارزش ها غافل نباشد.
تعزيه مايه عظمت ملى - مذهبى ماست، باعث سربلندى ماست. ميراث ماست. و بايد تقويت و حفظ بشود. زيرا اصالت ما را دوام و قوام مى بخشد.
در تئاتر مدرن، از ميان نويسنده و كارگردان و هنرپيشه ها، مگر ما چند نفر را مى توانيم نام ببريم كه همانند اكبر رادى باشند؟ بنابر اين، هوشمندى مسوولين را مى طلبد، كه پربازده ترين گونه نمايشى - تعزيه و نمايش هاى سنتى - را در يابند، پيش از آن كه دير شده باشد.
* اروپا در كنار حفظ معمارى گوتيك ساختمان هاى بلند مرتبه هم مى سازد. در كنار تئاتر مدرن، مراسم خاص كليسايى هم به طور دايمى به فعاليت خود ادامه مى دهند. يعنى اين ها هرگز منافى و معارض هم نيستند. نظر شما چيست؟
** بد نيست نظر و مقايسه اى داشته باشيم بين كارهاى نمايشى و نقاشى و آثار تجسمى در كشور. مى بينيم در راس كار بودن آدم هاى با دانش و درايت در نقاشى و آثار تجسمى كشور، چقدر به شكوفايى و بالندگى آن منجر شده است. در تئاتر ما، اين شكوفايى وجود ندارد. بايستى مسوولينى در راس كارهاى نمايشى قرار مى گرفتند كه آگاه و مشرف بر اين حقيقت مى بودند كه آثار فرهنگى بعد از انقلاب و نظام اسلامى برخاسته از آن ربطى به دوره طاغوت ندارد. برنامه ريزى و تشكيلات و عوامل اجرايى و ضابطه مندى خاص خود را مى طلبد و كارهاى بارى به هر جهت، راه به جايى نمى برند.
متاسفانه چنين نبوده است. به صرف اين كه سوگواره مى گذاريم و يا نقد و بررسى مى گذاريم و بيلان كار مى دهيم بى آنكه برنامه ريزى دقيقى انجام شده باشد، اين ها تنها به هدر دادن بيت المال است. هرچه زمان مى گذرد، مسووليت كارهاى برجاى مانده بيشتر مى شود. بايد توجه داشت كه آثار نمايشى اصيل از درون مايه اى برخوردار است كه تفاهم و همدلى فراهم مى آورد. ارتباط نسل ها را ممكن مى سازد. پويايى فرهنگ را به نمايش مى گذارد. دعوت به حفظ منافع مشترك مى كند. دعوت به معناگرايى همسو و جمعى مى كند. در دوره اى كه جهانى شدن با شتاب سرسام آور، همه امور فرهنگى را در خود هضم و حل مى كند، حفظ نسبت هايى كه عظمت مذهبى و ملى را اعتلا مى بخشد، نوعى پايدارى ارزشمند است و مانع از بى هويت شدن است.
توجه كنيم به برنامه هاى اروپاى متحد؛ كه آن ها در درون خودشان وجوه مشتركشان را گرد مى آورند و يكى مى كنند ؛ در حالى كه هر كدام از كشورها هم هويت هاى شاخص خودشان را حفظ مى كنند. متاسفانه جريان هايى در داخل كشور وجود دارند كه كپى بردارى را دامن مى زنند. آن هم كپى بردارى ناخوانا و ناتوان شده را. در زمينه سينما، در محصولات تلويزيونى و ديگر رسانه ها هم، خودباورى و باور به فرهنگى ملى - مذهبى نقايصى دارد. من در دنيا كمتر كشورى به لحاظ كميت سراغ دارم كه اين همه شبكه تلويزيونى داشته باشد و خروجى آن چنين كم كار آمد باشد. چرا دولت اين همه سرمايه گذارى كند، و خروجى آن چنين فيلم هايى باشد؟ دولت و شخص رييس جمهور، بارها پيشنهاد، توصيه و درخواست كرده اند كه گروه هاى فرهنگى پويا به سمت خودسازى و خودبازدهى پيش بروند، اما متاسفانه مى بينيم هر تشكل فرهنگى، خيلى سريع خود را وابسته به دولت مى كند.
اگر ما ناتوان سرپا ايستادن و بازدهى هستيم، عيب كار از خود گروه هاى فرهنگى است. و اين ها بازمانده هاى رسوب فكرى دوره فئودالى است. اين فرار كردن به زير مجموعه دولت، مسووليت گريزى است. ما بايد ياد بگيريم مسوول عملكردهاى خود باشيم. آن وقت است كه مى توانيم با بلوغ لازم، بازدهى كيفى داشته باشيم. توجيه هايى از اين قبيل كه دولت مانع كار است، قابل قبول نيست.
* اين ايرادها به كجا بر مى گردد؟ ريشه اش در كجاهاست؟
** ما به طور تك تك، خوب مى درخشيم، كارهاى انفرادى مان بسيار قابل قبول است. از شعر و داستان گرفته كه در تنهايى يك فرد انجام مى شود، تا كشتى و وزنه بردارى، ما موفق هستيم. در جمع، ما كارآمدى كمترى  داريم. اين قبيل كارها، آموزش هاى لازم مى خواهد، كه با سرمايه گذارى عظيم، از مهدكودك تا دانشگاه، كارآمدى جمعى را متداول سازيم. كارهاى وسيع تحقيقاتى، آمارى و آزمونى بايد انجام بگيرد. چون قبل از انقلاب، مردم ما در دوره سلسله هاى مختلف، شخصيت جمعى شان سركوب شده است. اين امر هم چون كارهاى مهم ديگر، كه تا پايان جنگ تحميلى به حاشيه رانده شده بود و بعداً مدنظر قرار گرفت، يك همت و حميت ملى مى طلبد.
* در غرب مشاركت اجتماعى كليسا به شكل گسترده وجود داشته و دارد. آيا اين نوع حمايت و پشتيبانى نمى تواند از طرف تشكل هاى روحانى كه دولتى هم نبوده و نيستند و ساختارشان بى واسطه با مردم در ارتباط است به كمك كارهاى نمايشى مثل تعزيه و اشكال مذهبى ملى و آيينى بيايد؟
** در اروپا انواع تئاتر اعم از مذهبى، ملى، هنرى، كلاسيك، اجتماعى و ... به طور تخصصى و دايم فعاليت مى كنند؛ كه دولت پشتيبان آن هاست. يعنى دولت در جهت حفظ منافع جمعى ، اعم از ملى و مذهبى هزينه مى كند. در كنار اين ها، تئاترهاى خصوصى هم فعاليت مى كنند كه باز هم از شهردارى و سوبسيد دولتى استفاده مى كنند.
در اينجا ما بايد به گروه هاى نمايشى استقلال بدهيم و به آن ها اعتماد كنيم، در مقابل مسووليت و بازدهى هم از آن ها بخواهيم. متاسفانه ما هنوز به اين رابطه متقابل مسووليت پذيرى و اعتماد داشتن، نرسيده ايم. هنرمند بايد وكيل خودش باشد. بايد يك روزى اين تفاهم به وجود بيايد. تجربه يك صد و پنجاه ساله اخير نشان مى دهد كه تئاتر هرجا استقلال داشته، بيشترين بازدهى اجتماعى و فرهنگى را داشته. نمونه بارز آن، سال هاى جنگ جهانى دوم است كه قسمت هايى از كشور به اشغال نظامى متفقين در آمد. در طيف روشنفكران، احزاب كه توان فرهنگى نداشتند و عمده شان هم وابسته بودند. تنها تئاتر در عرصه ملى، فرهنگى با بيگانگان مقابله داشت. هرچند كم و بيش، بعضاً تفكر حزبى هم داشتند؛ اما در ارزيابى كلى، اين تئاتر بود كه ابراز وجود مى كرد.
* آيا تاثيرپذيرى عمده از سبك هاى تئاترى غرب، در حال حاضر مشكلى محسوب نمى شود؟ تكرار اين همه نمايشنامه غربى از روى دست هم، از اين گروه به آن گروه و...؟
** وقتى «تئاتر با هويت ملى» مى گوييم منظورمان اين نيست كه تئاترى داشته باشيم كه به هيچ تئاتر موجود در دنيا شباهتى نداشته باشد. منظور اين است كه شاخصه ملى بودن و مذهبى و مردمى بودن را، با استاندارد بودن، با هم داشته باشد. بشر تجارب مشترك و دستاورد مشترك دارد، و هيچ دليلى ندارد كه با آگاهى، از آن ها استفاده نكند.
تئاتر بايد حافظ منافع ملى ما باشد. حافظ منافع ملى بودن نه به معناى حافظ نفت يا كشاورزى و صنايع است . (در اجتماع، تقسيم مسووليت و كار وجود دارد؛ كه هر كدام قبولى خاص خودش را هم دارد.) بلكه به اين مفهوم كه، حافظ شاخصه ها و ويژگى هاى فرهنگى ما باشد.
تئاتر كارش توليد فرهنگ است. تئاتر بايد زمينه تفاهم ملى، تقويت ريشه هاى تاريخى و اعتقادى را با ابزارى كه در اختيار دارد، فراهم سازد. رفتارهاى ناهنجار را اصلاح كند. اميدوارى و رابطه هاى انسانى را تقويت بكند.
* در مورد رابطه استاد شاگردى كه مطرح كرديد بيشتر توضيح بفرماييد.
** اين رابطه با پرورش و صميميتى كه دارد، در تئاتر جهانى جايگاه بلندى دارد كه شاگرد با فراگيرى دانش و فن استاد و استفاده از استعداد خود، بالا مى رود. شاگرد او هم همينطور و اين تسلسل ادامه مى يابد. در چنين چرخه اى است كه هيچ كس حاضر نيست كيفيت كارش را پايين بياورد. اين رسم اگر جارى و سارى باشد، نيازى به چشمداشت به اداره تئاتر پيش نمى آيد، و جايگاه سياست گذار و هنرمند محفوظ مى ماند. اين مباحث بايد ادامه داشته باشد تا به يك تعريف اصولى منجر شود. بخشى از اين مباحث در رابطه با سينما نيز مصداق دارد.
* در مجموع آيا پيشرفت محسوسى در تئاتر بعد از انقلاب نمى توان ديد؟
** به نوعى الگوبردارى رايج است . گستردگى در جمعيت گروه هاى نمايشى زياد شده است بى آنكه امكانات لازم فراهم باشد. يكى از علت هاى محسوس فرانرفتن تئاتر به نسبت قبل از انقلاب اين است كه همه مدعى هستند همه كار مى توانند انجام بدهند. مرزها، قطعيت و تخصصى كردن كارها را مشخص نمى كنند. عمده دست اندركاران گروه هاى نمايشى كه در رفت و آمد هستند از سينما به تئاتر، به تلويزيون و بالعكس، از مداومت مى كاهد. از اين مهم هم نبايد غافل بود كه كارهاى جمعى، همانند تئاتر، تا پايان جنگ تحميلى عراق عليه ايران، امكانات كافى براى مداومت را در اختيار نداشت و بسيارى از دست اندركاران آن، جذب اشكال مختلف دفاع مقدس هشت ساله بودند. به هر حال نبايد اجازه داد انبوه شدن جمعيت كارى، به دلزدگى ها منجر بشود، و ارتباط نسل قبل و بعد دچار نقصان بشود.
* درباره جنبه هاى حماسى تئاتر توضيح بفرماييد.
** درك نيازهاى زمان و اجتماع و شرايط، بايد سمت و سوى موجه داشته باشد. در بين نويسندگان و كارگردانان در زمان هاى انقلاب و دفاع مقدس، رويكرد حماسى و تاريخى و اسطوره اى، قابل توجه بود.
از سال هاى اخير به نوعى آشفتگى وجود دارد كه خروجى ها را مشخص نمى كند. هر گروهى دست به هر كارى مى زند. مثلاً مشخص نيست گروهى كه كار اسطوره اى مى كند خروجى قبل و بعدش چيست. شايد اين هرج و مرج هم به نوعى ضرورت داشته باشد و به هر حال اميدوارم هرچه زودتر به جايى برسد.
* در رابطه با نشست دومين هم انديشى نقد و هنر كه به تعزيه و نمايش هاى آيينى سنتى مى پردازد و شما هم در آن حضور داشتيد، توضيح بفرماييد.
** تعزيه و نمايش هاى آيينى سنتى از قرن ها پيش گروه گروه و به اشكال مردمى اجرا شده و پيام خود را تا به امروز رسانده است. در اين هم انديشى، موضوع هايى پيرامون اشكال امروزى كه نمايش و وجه سنتى آن بررسى مى شود. چه قسمت هايى از تعزيه بايد به همان كسب سنتى محفوظ بماند و چه قسمت هايى را مى توان از هنر نمايشى امروزى به آن افزود.
سنت ها، چون زنده هستند و با مردم همزيستى دارند و هويت و پيام را حمل مى كنند از جايگاهى مستحكم برخوردارند. براى به روز كردن بخش هايى از اشكال ارايه، ممكن است شيوه هايى را به كار بست كه ايجاد ارتباط بيشترى كند. قسمت هايى بايد مورد بازبينى قرار بگيرند و شيوه ارايه مدرن ترى به كار بروند كه ايجاب شرايط است. سليقه ها و ذوق ها در طول زمان تغيير مى كنند.
* بايد با اين پديده رفتارى زنده داشت. منظورتان همين است؟
** ببينيد! شكل سنتى تعزيه موجود است. اگر بتوانيم آن را به قصرى تشبيه كنيم كه بر اثر زمان جاهايى از آن به بازسازى نياز دارد و بايد ترميمش كنيم تا همچنان پابرجا بماند و ايجاد انگيزش كند و فخر فرهنگى و ملى مان باشد به نتيجه مطلوب رسيده ايم.
زيبايى، قدمت و خيال برانگيزى اش سر جاهاى خود، جاهايى كه نياز به بازسازى دارد شناسايى دقيق بشود، دراماتيزه بشود تا با تماشاگر بيشترين ارتباط را برقرار كند.
البته از سال هاى پيش كه من تعزيه مسلم ابن عقيل را كار كردم، با گروه هاى زيادى از تعزيه گردان ها از نزديك آشنا شدم. همان گروه ها طى پانزده سال پيش تا به حال، در كارهايشان به زيبايى هاى هماهنگ منسجم و تاثيرگذارى رسيده اند. انصافاً گروه هاى نمايشى تعزيه خوبى داريم كه تنها مشكل شان عدم حمايت هاست. اين گروه ها با امكانات بسيار ابتدايى كار مى كنند، و برازنده است كه به ايشان كمك بشود. برنامه هاى مستمر و رو به رشدشان را بايد حمايت كرد. از بيمه شغلى تا در اختيار گذاردن امكانات مادى و مالى، و در مواردى آموزشى و در مواردى مثلاً سازهايشان، مكان ثابت براى تمرين هايشان و صدالبته سالنى كه آن ها نمايش سنتى شان را در طول سال به اجرا بگذارند بايد در اختيارشان قرار گيرد.
كارهايشان بايد بيننده داشته باشد؛ و در كل يك هويت تعريف شده صنفى داشته باشند. مطمناً هرچه در اين راه هزينه شود، هزاران برابرش اجر مادى و معنوى در پى خواهد داشت، و اين كمك مى كند كه گروه هاى تازه تر و پرنفس ترى هم شكل بگيرند.
* تجربه خودتان در اين راه و در اين گونه نمايشى ارزشى چگونه بوده است؟
** من از سال ۶۷ كه تعزيه مسلم ابن عقيل را كار كرده ام بعدها هم ادامه داشته، در اين مسير، به شكلى، پيشگام بوده ام كه سنت و نوآورى در اين گونه نمايشى، بايد مكمل هم باشند.
نوشته شده توسط صادق تاج بخش | موضوع: | لينک ثابت |
تجليل خاتمي از برگزيدگان علمي جشنواره خوارزمي(بالاخص دکتر شاهرخ خسروی)
تاريخ: یکشنبه 9 اسفند1383 ساعت :12 بعد از ظهر
ديروز در ساختمان اجلاس سران انجام شد
تجليل خاتمي از برگزيدگان علمي جشنواره خوارزمي
000054.jpg
عكس : عليرضا بني علي
گروه علمي فرهنگي: هجدهمين جشنواره بين المللي خوارزمي روز يكشنبه با حضور سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري اسلامي ايران در ساختمان اجلاس سران در تهران گشايش يافت.
به گزارش ايرنا، در اين مراسم كه همه ساله باهدف معرفي و تجليل از تلاشهاي علمي محققان و پژوهشگران ايراني و خارجي برگزار مي شود، برگزيدگان هجدهمين جشنواره خوارزمي در حضور خاتمي معرفي و هدايايي از رئيس جمهوري دريافت مي كنند.
در هجدهمين جشنواره بين المللي خوارزمي، ۴۰ طرح برگزيده معرفي شد كه از اين تعداد ۳۵ طرح داخلي و پنج طرح از كشورهاي ايتاليا، استراليا و بنگلادش بودند.
سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري در اين مراسم طي سخناني با انتقاد از كساني كه دولت را به زمينه  سازي  بي ديني  و رواج  ولنگاري  در كشور متهم  مي كنند، اظهار داشت : منصفان بدانند كه  تهمت هايي  كه  به  اين  دولت  در مورد زمينه سازي  بي ديني  و رواج ولنگاري  در جامعه  مي زنند، مستحق  كساني  است  كه  خود اين  تهمت ها  را مطرح مي كنند.
به  گزارش  ايرنارئيس  جمهوري  در هجدهمين  جشنواره بين المللي  خوارزمي اظهار داشت : اين  در حالي  است  كه  در طول  فعاليت  اين دولت  اعتبارات  نهادهاي  علمي ، فرهنگي  و ديني  در كشور چهار برابر شده  است .
رئيس  جمهوري  با بيان  آمار و ارقامي از افزايش  اعتبارات  نهادهاي  ديني و فرهنگي  در سالهاي  گذشته  اظهار داشت : اعتبارات  نهادهاي  علمي و فرهنگي  وديني  از ۱۵۴ ميليارد ريال  در سال  ۱۳۷۲ به  ۶۰۲ ميليارد ريال  در سال  ۱۳۸۳افزايش  يافته  است .
خاتمي در بخش  ديگري  از سخنانش  با تأكيد بر لزوم  تقويت  بنيانهاي مردمسالاري  در كشور اظهار داشت : ركن  اعتماد مردم  به  حكومت  و برقراري  رابطه سازنده  ميان  دولت  و ملت  كه  اساس  پيشرفت  است  در سايه  استقرار حكومت  متكي به  اراده  مردم  و تقويت  بنيانهاي  مردمسالاري  ميسر خواهد شد.
رئيس  جمهوري  مردمسالاري  را گفتمان  مسلط و غالب  اين  روزگار دانست  وگفت : مردمسالاري  كه  خواست  همه  جوامع  بشري  اعم  از پيشرفته ، در حال  پيشرفت و عقب  نگهداشته  شده  است  به  سادگي  بدست  نمي آيد و يك  كالاي  وارداتي  نيست .
خاتمي با بيان  اين  مطلب  كه  «اگر بخواهيم  مردمسالاري  داشته  باشيم  بايدبدانيم  كه  هر دين  و هر برداشتي  از دين  با مردمسالاري  سازگار نيست » ، اظهار داشت : متاسفم  كه  امروز در دنياي  اسلام  از جمله  در ايران  كساني  هستند كه برداشتها يا پندارهايي  دارند كه  از واپس  مانده ترين  لايه هاي  اجتماعي گرفته اند و با عادتها و ذهنيت هاي  متعلق  به  گذشته  مي كوشند با توجيهات فلسفي ، سفسطه ، خطابه  و هياهو اين  ذهنيتها و عادتها را به  عنوان  دين  حق جلوه  دهند.
000060.jpg
وي  گفت : چنين  ديني  نه  تنها با مردمسالاري  سازگاري  ندارد بلكه  براي مردم  نيز هيچ  حقي  قائل  نيست . به  سادگي  دروغ  مي گويند و تهمت  مي زنند وفرمان  قتل  مي دهند.
خاتمي گفت : آنچه  در چهره  طالبان  و القاعده  تجلي  پيدا كرده  است  وبهانه  به  قدرتمندان  زورگو و جنگ  طلب  داده  است  كه  بر دنياي  اسلام  بتازندباعث  شده  است  تا اسلام  را مايه  عقب  ماندگي ، خشونت  و ترور جلوه  دهند.
رئيس جمهوري به اصرار دولت در سالهاي گذشته بر مسئله مردم سالاري ديني اشاره كرد و گفت: دين به عنوان محكم ترين اساس هويت اين جامعه نمي تواند از دموكراسي بيگانه باشد چنانكه تحقق دموكراسي بيگانه از دين نيز بيشتر به يك پندار مي ماند تا واقعيت.
وي همچنين به اهميت برگزاري جشنواره خوارزمي در بخش دانش آموزي اشاره كرد و گفت: در اولين دوره جشنواره خوارزمي در بخش دانش آموزان تنها يكصد طرح تحقيقاتي مطرح شد در حالي كه اين رقم در آخرين جشنواره به چندهزار طرح افزايش يافت.
رئيس جمهوري گفت: جشنواره خوارزمي مي تواند حركت جديدي را به منظور جهت بخشيدن به فعاليتهاي پژوهشي در دستور كار خود قرار دهد.
رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي پيشنهاد كرد به منظور ارتقاء تحقيق و پژوهش «باشگاه برگزيدگان جشنواره بين المللي خوارزمي» تشكيل شود.
وي از جعفر توفيقي و مسعود پزشكيان وزيران علوم، تحقيقات و فناوري و بهداشت، درمان و آموزش پزشكي خواست تا در ماه هاي باقيمانده از عمر اين دولت در اين زمينه حركت كنند.
وزير علوم: روند توسعه علمي
تشديد خواهد شد
پيش از سخنان رئيس جمهوري، دكتر جعفر توفيقي وزير علوم، تحقيقات و فناوري و محمدجواد قاسمي دبير جشنواره خوارزمي گزارشي از فعاليت هاي اين جشنواره و دستاوردهاي علمي كشور ارائه كردند.
دكتر جعفر توفيقي، وزير علوم، تحقيقات و فناوري در اين مراسم، با تأكيد بر اين كه بيشترين سرمايه گذاري ها بايد روي مبتكران و محققان به ويژه در بين اقشار جوان و دانشجو صورت گيرد، خاطرنشان كرد: روند توسعه علمي كشور طي برنامه چهارم توسعه تشديد خواهد شد و خواهيم توانست به اهداف ترسيم شده در اين بخش دست يابيم.
دكتر توفيقي با بيان اين كه تقويت بنيان هاي آموزشي در دهه ۶۰ و تقويت بنيانهاي پژوهشي در دهه ۷۰ انجام شده است، تأكيد كرد: دهه ۸۰ يا برنامه چهارم توسعه بايد دهه توسعه فناوري، ابتكار، خلاقيت و كارآفريني باشد تا بتوانيم به چالش هاي اساسي در اين بخش پايان دهيم.
وزير علوم، تحقيقات و فناوري در عين حال خاطرنشان كرد: پاسخگويي به اين چالش ها در گرو ترويج فرهنگ خلاقيت، فناوري و نوآوري در كشور است كه اين فرهنگ به سرعت رو به گسترش است. از سوي ديگر، نظام حقوقي حمايت از پژوهشگران در قالب نظام مالكيت معنوي مسير مناسبي را طي مي كند زيرا همانگونه كه شاهد بوديم بسياري از اختراعات در خارج ثبت مي شد اما امروزه توسط نهادهاي ذيربط طرح مالكيت معنوي در دست تصويب است و شتاب بيشتري به حركت نوآوري داده مي شود.
اهداي لوح سپاس جامعه علمي كشور به رئيس جمهوري
همزمان با معرفي برگزيدگان هجدهمين جشنواره بين المللي خوارزمي، جامعه علمي كشور لوح ياد بود و سپاسي را به خاطر تلاشهاي رئيس جمهوري براي توسعه علمي كشور به وي اهدا كرد.
در اين لوح يادبود كه جعفر توفيقي وزير علوم، تحقيقات و فناوري به نمايندگي از جامعه علمي كشور به رئيس جمهوري اهدا كرد، از تلاشهاي شخص رئيس جمهوري و دولت وي در توسعه علمي كشور قدرداني شده است.
جعفر توفيقي گفت: آقاي خاتمي در طول دو دوره رياست جمهوري، به توسعه علمي و فني كشور توجه ويژه اي داشته است.
حداد عادل، برگزيده بخش پژوهشهاي بنيادي جشنواره خوارزمي
غلامعلي حدادعادل رئيس مجلس شوراي اسلامي به عنوان برگزيده بخش پژوهش هاي بنيادي «هجدهمين جشنواره بين المللي خوارزمي» معرفي شد.
در اين جشنواره، حداد عادل به خاطر پژوهش در طرح «دانشنامه جهان اسلام» رتبه سوم بخش پژوهشهاي بنيادي را از آن خود كرد.
به علت عدم حضور رئيس مجلس شوراي اسلامي در مراسم مذكور، رئيس جمهوري جايزه وي را به «حسن طارمي راد» معاون علمي «بنياد دايره المعارف اسلامي» اهدا كرد.
هنگامي كه مجري مراسم، نام حداد عادل را به عنوان برگزيده جشنواره قرائت كرد، توضيح داد «رئيس مجلس شوراي اسلامي به خاطر جلسات كاري در اين جلسه حضور پيدا نكرده است.»
«دانشنامه جهان اسلام» دايره المعارفي درباره شريعت مقدس اسلام و تاريخ و تمدن و فرهنگ ملل مسلمان از آغاز اسلام تا زمان حاضر است.
مقالات اين دانشنامه، حوزه وسيعي از علوم و معارف را دربرمي گيرد.
علي اكبر ولايتي از جمله همكاران حداد عادل در طرح پژوهشي دانشنامه جهان اسلام است.
نوشته شده توسط صادق تاج بخش | موضوع: | لينک ثابت |