تبليغاتX
ممسنی

اخبار نهمین انتخابات ریاست جمهوری
تاريخ: یکشنبه 29 خرداد1384 ساعت :7 بعد از ظهر
سرانجام با اعلام رسمي آمار نهايي دور اول نهمين انتخابات رياست جمهوري از سوي وزارت كشور، هاشمي رفسنجاني و محمود احمدي نژاد به دور دوم اين انتخابات راه يافتند.
به گزارش ايسنا، براساس اعلام ستاد انتخابات رياست جمهوري؛اكبر هاشمي بهرماني با 6 ميليون ‌و 159 هزار و 435 راي و محمود احمدي نژاد با 5 ميليون و 710 هزار و 354 راي به مرحله دوم انتخابات راه يافتند.
براساس همين گزارش وضعيت ساير كانديداها به شرح ذيل است.
مهدي كروبي 5 ميليون و 66 هزار و 316 راي
محمد باقر قاليباف 4 ميليون و 75 هزار و 189 راي
معين 4 ميليون و 54هزار و 304 راي
لاريجاني يك ميليون و 740 هزار و 163 راي
محسن مهرعليزاده با يك ميليون و 289 هزار و 323 راي
همچنين بر اساس اعلام ستاد انتخابات كشور جمع كل آراي مأخوذه 29 ميليون و 317 هزار و 42 راي و تعداد برگهاي باطله مأخوذه يك ميليون و 221 هزار و 940برگ راي مي‌باشد.
براين اساس ميزان مشاركت مردم در انتخابات 63 درصد مي‌باشد.
منبع: ایسنا
نوشته شده توسط صادق تاج بخش | موضوع: | لينک ثابت |
تقدیم به دکتر معین
تاريخ: دوشنبه 23 خرداد1384 ساعت :7 بعد از ظهر

عشق بنگ ایکنه یار اومه وری تا برویم
گل وجی چلکه و خار اومه وری تا برویم
عمر سرما وسر اومه زمسون بارش بهس
کره دز مهس بهار اومه وری تا برویم
ایل گل میل سفر کرده و ما بی خوریم
شهنه ی اسب و سوار اومه وری تا برویم
گوش که بی لیکه برنو کر ابی کل بزن
فصل ده تیر و قطار اومه وری تا برویم
هم سرو و لرکه هم کل یا علی هر چه ایخی
روز تشییع مزدور اومه وری تا برویم
دور معجر کره دز حلقه زده باوینه 
          
دهس لای پهلل یار اومه وری تابرویم
خارک سوز زر مال شرین وابیده
فصل خرما و خمار اومه وری تا برویم

 

                                                  دایی مهرزاد

نوشته شده توسط صادق تاج بخش | موضوع: | لينک ثابت |
شعری از زنده یاد حسین پناهی
تاريخ: دوشنبه 23 خرداد1384 ساعت :7 بعد از ظهر

گفتگوي من و نازي زير چتر

نازي : بيا زير چتر من كه بارون خيست نكنه
مي گم كه خلي قشنگه كه بشر تونسته آتيشو كشف بكنه
 و قشنگتر اينه كه
 يادگرفته گوجه را
 تو تابه ها سرخ كنه و بعد بخوره
راسي راسي ؟ يه روزي
 اگه گوجه هيچ كجا پيدانشه
 اون وقت بشر چكار كنه ؟
 من : هيچي نازي
دانشمندا تز مي دن تا تابه ها را بخوريم
 وقتي آهنا همه تموم بشه
 اون وقت بشر
لباسارو مي كنه و با هلهله
از روي آتيش مي پره
نازي : دوربين لوبيتل مهريه مو
اگه با هم بخوريم
 هلهله هاي من وتو
 چطوري ثبت مي شه
 من : عشق من
آب ها لنز مورب دارند
آدمو واروونه ثبتش مي كنند
عكسمون تو آب بركه تا قيامت مي مونه
نازي : رنگي يا سياه سفيد ؟
من : من سياه و تو سفيد
 نازي : آتيش چي ؟ تو آبا خاموش نمي شن آتيشا
من : نمي دونم والله
چتر رو بدش به من
نازي : اون كسي كه چتر رو ساخت عاشق بود
من : نه عزيز دل من ‚ آدم بود

 

نوشته شده توسط صادق تاج بخش | موضوع: | لينک ثابت |
خوشنويسي روح اسلام در كالبدخط
تاريخ: دوشنبه 23 خرداد1384 ساعت :7 بعد از ظهر
مدخلي بر اطلس چهارده قرن هنراسلامي
خوشنويسي روح اسلام در كالبدخط
100032.jpg
مرقع زيبا به خط نستعليق، رقم ميرعماد حسني قزويني۱۰۱۷، هـ . ـق
چندي پيش در اخبار خوانديم كه همزمان با برپايي نخستين كنگره خوشنويسي
در جهان اسلام، كتاب ارزشمندي تحت عنوان «اطلس خوشنويسي
در جهان اسلام» تأليف مرحوم استاد سحاب منتشر شده است . به اين بهانه، نگاهي داريم
به سير خوشنويسي درايران و جهان اسلام وكتاب تازه منتشرشده در اين باب



خوشنويسي را بايد شاخص ترين هنر در پهنه سرزمين هاي اسلامي دانست و به مثابه زبان هنري مشترك براي مسلمانان تلقي كرد. آ.پاپادوپولس ، خاورشناس وهنرشناس معاصر مي گويد: «هنرهاي ديگر از قبيل معماري، نقاشي وغيره، كمابيش تأثيراتي از جهان غيرمسلمان گرفته اند. اماخط زمينه اي است كه بطور خالص در جهان اسلام زاده شده و پرورش وتكامل يافته و برديگر هنرها نيز كمابيش اثري گذاشته است. البته خطاطي در تمدن هاي ديگر هم ، بخصوص در چين هنر بزرگي شمرده شده است ، اما هرگز تنوع و تقدس خط اسلامي را نداشته و بدين پايه ومايه از كمال ومعنا نرسيده است . يونانيان و روميان هرگز خط را به مثابه ميداني براي جلوه نمايي هنري تلقي نكردند وبه آن نپرداختند. اما مسلمانان به اين انديشه رسيدند كه كلام الهي را چنان كه شايسته شأن آن است ، تزيين كنند. به اين دليل بود كه خط درميان مسلمانان قرنها به صورت هنري بزرگ وحتي بزرگترين هنر شناخته شد تا آن كه در سده هاي پانزده وشانزده ميلادي، هنر نقاشي هم به آن پيوست.»
هنگامي كه اسلام در سراسر شبه جزيره عربستان ، ايران، ماوراءالنهر ، بخش هايي از هند ، شمال آفريقا واندلس گسترش يافت، يا زبان عربي جايگزين زبان اقوام ساكن دراين مناطق شد (مانند مصر) و يا دست كم خط عربي جاي خطوط قديمي را گرفت (مانند ايران) و بدين سان خطي واحد در تمام قلمرو اسلام پديدار شد. خط عربي كه پيش از ظهور اسلام نگارشي ساده و كاربردي محدود داشت، به سرعت با خطوط ديگر درآميخت و به ذروه كمال رسيد؛ اين كمال نه تنها از حيث قواعد زباني كه به سبب ويژگي زيباشناختي مستقل از معناي خود بخوبي قابل مشاهده بود. در نواحي مختلف ، وسيله نگارش (انواع قلم ) و زمينه نگارش (پاپيروس ، پوست ، كاغذ ، سنگ ، گچ و …) گونه گوني فراواني براي خط عربي به ارمغان آورد وظرفيت هنري آن را افزايش داد. به تدريج خطوط مختلفي چون كوفي، نسخ، ثلث، توقيع، رقاع و… پديد آمد كه هريك شعبات مختلفي را دربرمي گرفت ؛ مانند كوفي كه به دوشعبه مشرقي و مغربي تقسيم مي شد . تمايل مسلمانان به تزيين آيات قرآن و نگارش آن با رعايت اصول زيباشناختي موجب شد تمام خطوط اسلامي در سيماي مكاتب هنري نمودار شودو بويژه در معماري كاربردي گسترده يابد. جنبه هنري خطوط اسلامي آن چنان برجسته بود كه برابر شواهد موجود ، حتي در پاره اي از آثار معماري بيزانسي، آثار اوليه ايتاليايي ونيز نماي كليساهاي قرون وسطايي فرانسه (مانند كليساي پوي) به عنوان عنصر تزييني خالص مورد استفاده قرارگرفت. تحريم نگارگري در سده هاي نخستين اسلامي را نيز نبايد در اقبال مسلمانان به خوشنويسي بي تأثير دانست.
ايرانيان در پيشبرد و تكامل هنر خوشنويسي همچون ساير هنرهاي اسلامي نقشي بسزا داشتند و در سده هاي بعدي توانستند گونه اي منحصر به فرد از خط را كه به رواني وزيبايي نوشته مي شد، بيافرينند؛ گونه اي كه با نام «نستعليق» شناخته شد و جنبه ملي يافت و تقريباً از دوره صفويه (سده دهم تا دوازدهم هجري قمري) وجه غالب خوشنويسي در ايران را شكل داد.
فراگيري نستعليق در ايران چه در سطح استفاده هاي معمول و روزمره وچه در سطوح هنري، موجب شد ساير خطوط تا حدودي در محاق قرارگيرند. به ويژه مطالعه درباره ريشه ها و شيوه هاي خطوطي كه ايرانيان خود درپيدايي و اعتلايشان نقشي انكارناپذيرداشتند، از نظر دور ماند. بدين ترتيب امروزه كمتر اثر تحقيقي را مي توان يافت كه به هنر خوشنويسي اسلامي خارج از جغرافياي ايران و خارج از زماني كه نستعليق در آن شكل گرفت و بالنده شد، پرداخته باشد؛ اثري كه خوشنويسي در ايران را به عنوان جزيي از كليت خوشنويسي در قلمرو اسلام از شبه قاره هند تا شمال آفريقا و از قفقاز تا درياي سرخ مورد مطالعه قراردهد و وجوه اشتراك و افتراق آن را به دقت بررسي كند.
آغاز چنين حركتي را بايد به نام كسي رقم زد كه نه در شمار خط پژوهان قرارمي گرفت و نه به خانواده بزرگ خوشنويسان تعلق داشت! استاد عباس سحاب، پدر كارتوگرافي ايران كه در سوم دي ماه سال ۱۳۷۹ چشم از جهان فروبست، در واپسين سالهاي عمر خويش مجموعه اي را به يادگار نهاد كه تا سالها پس از او ـ و شايد براي هميشه ـ مرجع مهمي براي استفاده خط پژوهان، خوشنويسان و كارشناسان تاريخ هنر باشد. سحاب كه در قريب هشتاد سال عمر پرثمر خود نخستين مؤسسه جغرافيايي و كارتوگرافي ايران را بنيان گذارد و بيش از ۱۵۰۰ اثر ارزشمند شامل نقشه، كتاب، اطلس و كره هاي جغرافيايي را تهيه، چاپ و منتشر كرد،از كوشش در راه ترسيم جغرافياي فرهنگي و هنري جهان اسلام نيز بازنماند و در دو دهه پاياني عمر «اطلس چهارده قرن هنر اسلامي» را گردآورد. اين اطلس كه اكنون مجلد دوم آن به چاپ رسيده، قرار است در ۲۰ جلد منتشر شود و به معرفي هنر و معماري اسلامي در ايران، جزيرة العرب، بين النهرين، آسياي ميانه، مصر و شمال آفريقا بپردازد.
جلد دوم از اين اطلس بزرگ مربوط به هنر خوشنويسي در پهنه جهان اسلام از آغاز تا به امروز است و نزديك به ۵۰۰۰ تصوير رنگي و سياه و سفيد، نقشه، پلان، پرسپكتيو، مقطع و … از خطوط اسلامي را در خود جاي مي دهد. مرحوم سحاب اين تصاوير را طي ساليان متمادي با سفر به ۳۴ كشور در خاور دور، آسياي جنوب شرقي، خاورميانه، آفريقا، اروپا، آمريكاي شمالي و استراليا و در تماسهاي مكرر با مراكز علمي ـ فرهنگي و دانشگاهي اين كشورها گردآورد و مقدمه اي جامع در پيشينه و گونه هاي مختلف خطوط اسلامي را برآن افزود.
فصلهاي مختلف كتاب «هنر خوشنويسي از آغاز تا امروز» كه جملگي تصويري اند به انواع بسمله با خطوط مختلف، خطوط مربوط به ائمه اطهار و خلفاي راشدين، سنگ نبشته هاي قرن هاي اول و دوم هجري، انواع خطوط كوفي، ثلث، مثني، نسخ، محقق و ريحان، تعليق و ديواني، چيني وايغوري، طغرا، نستعليق، شكسته نستعليق و خطوط تفنني اختصاص دارند و درفصل پاياني هم نمونه خط ۱۹۰ نفر از خوشنويسان معاصر ارائه شده است. مرحوم استاد سحاب اطلس خوشنويسي اسلام را به ابتكار شخصي خودگردآورد و مقدمات چاپ آن را فراهم كرد. هرچند كه او انتشار اين اثر را به چشم نديد و پيشتر روي در نقاب خاك كشيد، اما مؤسسه جغرافيايي و كارتوگرافي سحاب كه بزرگترين يادگار او به شمار مي رود، كتاب را با سرمايه خود به زيورطبع آراست. با اين حال هزينه هاي گزاف انتشار آثار هنري ناشر را برآن داشته تا در مقدمه كتاب براي چاپ و نشر مجلدات ديگر اطلس چهارده قرن هنر اسلامي، وزارتخانه ها، سازمانها و نهادهاي مسؤول را به ياري فراخواند.
و به راستي مگر چند نفر مانند سحاب مي توان يافت كه اين چنين بي چشمداشت به پاسداري از ساحت معنوي فرهنگ اسلام و ايران برخيزد و در عين حال فروتنانه گويد:
«… آفرينش، هنر قادر متعال است و انسان، از خلال تلاش هاي هنري خود، درحقيقت عشق به او را بيان مي دارد. نزديكي او را مي جويد. سپاس سخاي او را مي گويد و راه شناخت او را مي پويد… اگرچه از ديدگاه پديدآورندگان آن دستاوردي سترگ مي نمايد كه يادآور كوشش هاي خستگي ناپذير ما در گردآوردن مواد و مصالح آن است.»

نوشته شده توسط صادق تاج بخش | موضوع: | لينک ثابت |
سير تکامل خوسنويسی در ايران
تاريخ: دوشنبه 23 خرداد1384 ساعت :7 بعد از ظهر
 

زبان و خط دو پديده اساسي در زندگي بشر است كه براي برقراري ارتباط و تبادل افكار در ميان انسانها به كار مي رود. به طور خلاصه ميتوان گفت كه زبان وخط مجموعهاي از علامتهاي قراردادي به شمار مي روند و تفاوت آنها در اين است كه علامتها در زبان‚ صوتي و گفتاري هستند؛ اما در خط به صورت تصويري و نوشتني بكار مي روند.

از آنجا كه خط در گذشته تنها وسيله ثبت گفتار و فكر و انتقال آن به نسلهاي بعدي بوده است ‚ مي توان به اهميت اين اختراع و نقش آن در پيشبرد جوامع بشري پي برد. از طرفي خداوند بزرگ و خالق عالم طبع و سرشت انسان را زيبا پسند آفريده است؛ از اين رو ‚ هر پديده و عملي كه با زيبايي در آميزد‚ مورد قبول طبع آدميان قرار مي گيرد. به همين جهت است كه انسان تلاش ميكند تا اصول زيبايي و هنر را در همه وسايل و پديده هائي كه در زندگي روزانه با آنها سر و كار دارد به كار بندد. اين امر سبب شده كه از همان ابتدا‚ در زبان اصول زيبا سخن گفتن و در خط قواعد زيبا نوشتن مورد توجه بشر قرار گيرد. حاصل اين امر به وجود آمدن شهر و ادبيات و هنر خوشنويسي است

خوشنويسي‚ از هنرهاي سنتي و اصيل در كشورما به شمار مي آيد. اين هنر بخصوص پس از پذيرفتن اسلام به وسيله ايرانيان‚ رو به تكامل نهاد و پساز گذشت چندين قرن‚ امروزه همچنان مورد استفاده قرار مي گيرد. قبل از اسلام‚ در ايران انواع خط از جمله ميخي اوستايي و پهلوي رايج بود. از آثار به جاي ماندهُ آن روزگار بر روي سنگ نوشته ها، چنين بر مي آيد كه ايرانيان در نوشتن آنها به هماهنگيها و ضوابط خاص توجه داشته اند



خط كوفي

با پذيرفتن و اسلام كتاب آسماني قرآن، خط و زبان قرآني در ايران رواج يافت و خطوط ديگر، كم كم به فراموشي سپرده شد. اولين قرآنهاي اسلام با نوعي خوشنويسي همراه بود كه به نام ”كوفي” شهرت داشت. در رساله هاي قديمي خوشنويسي چنين برآمده است: “استخراج كننده خط كوفي جماعتي از دانايان و دانشمندان كوفه بودند. آن را بدان جهت كوفي گفته اند كه در شهر كوفه پيدا شد و كسي كه از همه نيكوتر نوشت حضرت علي بن ابي طالب (ع) است


خط ثلث

عده اي گفته اند: كه در حدود قرن سوم هجري شخصي ايراني به نام “ ابن مقله بيضاي شيرازي“ به اتفاق برادرش توانست با تغييراتي كه در خط كوفي انجام داد‚ شش نوع خوشنويسي ديگر را به خطوط ششگانه معروف شده اند به وجود آورد. اين شش نوع خوشنويسي ديگر را به خطوط ششگانه معروف شده اند به وجود آورد. اين شش نوع خوشنويسي عبارت بودند از: ثلث‚ نسخ‚ محقق ‚ ريحان ‚ توقيع ‚ رقاع. قابل ذكر است كه انواع خوشنويسي مذكور تا حدود قرن هفتم هجري مهمترين انواع خوشنويسي رايج در ايران بوده است. و هر كدام از آنها مورد استفاده خاصي داشتند.با خوشنويسي نسخ قران را مي نوشتند از ثلث براي قطعات درست و تزيين سر در مساجد و مكانهاي زيارتي به صورت كتيبه استفاده مي كردند. محقق و ريحان براي نوشتن قطعات و كتابهاي مختلف وگاه نوشتن قرآن استفاده مي گرديد. از توقيع و رقاع براي نوشتن كارهاي سر دستي روزانه و نامه نگاري بهره گرفته مي شد.


خط تعليق

از خصوصيات بارز انواع خوشنويسي مذكور اين بود كه چون براي نوشتن قرآن و متنهاي قرآني استفاده مي شد زير و زبر و پيش داشتند. اين علامتها كه براي مشخص كردن صداي حروف استفاده مي شد‚ از اجزا اصلي خط قرآني به شمار مي آمد اما خط پارسي فاقد علامتهاي زير و زبر و پيش است و از اين رو در حدود قرن هفتم هجري ايرانيان موفق شدند نوعي خوشنويسي براي خط فارسي به وجود آورند كه نام آن را تعليق گذاشتند. در اين نوع خوشنويسي علامتهاي زير وزبر وپيش به كار برده نمي شد و اولين نوع خوشنويسي بود كه پس از چند قرن‚ براي خط پارسي بوجود آمد



خط نستعليق



شكسته نستعليق

در حدود اواخر قرن هشتم و اوايل قرن نهم هجري ‚ از در هم آميختن نسخ و تعليق‚ خوشنويسي جديدي براي خط پارسي در ايران به وجود آمد كه “نسخ تعليق“ ناميده شد و بعدها به نام “نستعليق“ شهرت يافت. اين خوشنويسي نيز فاقد علائم زير وزبر و پيش بود و با توجه به ظرافتها وگردشهاي لطيفي كه در حركتها و شكل حروف در نستعليق وجود داشت‚ كم كم جايگاه خود را به زيباترين نوع خوشنويسي جهان باز كرد و در بين كشورهاي اسلامي به “عروس خطوط اسلامي“ مشهور شد. “نستعليق“ به دليل زيبايي زياد و در عين حال سادگي و رواني در نوشتن و خواندن‚ خيلي زود جايگزين تعليق شد و از آن پس متنهاي پارسي را با نستعليق مي نوشتند و “نسخ“ و “ثلث“ همچنين جايگاه خود را براي نوشتن قرآن و متنهاي قرآني حفظ كردند.

پس از مدتي در كنار نستعليق‚ خوشنويسي ديگري براي خط پارسي از آن استخراج شد كه به نام “شكسته نستعليق“شهرت يافت. اين نوع خوشنويسي‚ براي نوشتن كارهاي سريع روزانه و به عنوان نوعي خوشنويسي تحريري به كار رفت

از آن زمان تا به حال “نستعليق“ و “شكسته نستعليق“ سير تكامل خود را به وسيله هنرمندان بزرگ خوشنويسي اين سرزمين ادامه دادند و در زمان حاضر نيز به عنوان مهمترين انواع خوشنويسي براي خط پارسي به شمار مي روند.
نوشته شده توسط صادق تاج بخش | موضوع: | لينک ثابت |
"تكامل خوشنويسي در ايران ﴿قسمت۱﴾"
تاريخ: شنبه 7 خرداد1384 ساعت :8 بعد از ظهر


خوشنويسی در ايران قبل از اسلام :


- از دير باز ايرانيان به هنر ، توجه خاص داشته اند و مردم اين سرزمين كهن همواره كوشيده اند تا از اين پديده ، در جهت نشاط روحی و زندگی بهتر و زيبا تر استفاده كنند .


كنده كاريهای زيبا بر ظروف مس و بكارگيری نقشهای متنوع همراه با رنگهای دلفريب و چشم نواز بر روی قالی و گليم ، همين طور استفاده از هنر ، در معماری و زيبا سازی بناها، در ظروف سفالی و شيشه ای ، در ساخته های چوبی و.... همه نمايانگر آن است كه ايرانيان ، هنر را جزئی از زندگی روزانه ی خود به شمار می آوردند و در همه ی امور به نحو شايسته ای از آن استفاده می كردند . شك نيست كه اولين آفريننده ی زيبايی ها در جهان و طبيعت ، ايزد بزرگ و توانا است و هم اوست كه بزرگترين و والا ترين هنرمند به شمار می رود.


اگر بخواهيم يك تعريف ساده از خوشنويسی ارائه كنيم ، می توان گفت : «خوشنويسی ، زيبا نگاری حروف و كلمات است بر اساس اصول و قواعد مشخص و معين »


هنر خوشنويسی از قديمی ترين هنرهای سنتی و اصيل در كشور ما محسوب می شود كه بخصوص بعد از آمدن اسلام به ايران رو به تكامل نهاد . همچنين ، چون برای نوشتن قرآن و ديگر كتابهای مذهبی ، بهداشتی و فرهنگی در بيشتر موارد از هنر خوشنويسی استفاده می شود . اين هنر ، باعث انتقال فرهنگ و علوم قديمی به زمان حاضر شده است .


اما قبل از اسلام در ايران ، انواع خط ، از جمله خط ميخی ، پهلوی و اوستايی رايج بود . و حتی در آثار بر جای مانده چنين بر می آيد كه ايرانيان در نوشتن آنها به هماهنگی و ضوابط خاصی توجه داشته اند.


خوشنويسی ايرانی بعد از پذيرش اسلام


با پذيرش اسلام به وسيله ی ايرانيان ، خط و زبان قرآنی رواج يافت و خطوط ديگر به فراموشی سپرده شد . اولين قرآن های اسلام با نوعی خوشنويسی بود كه به نام «كوفی » شهرت داشت .


بعدها و بر اثر مرور زمان ، انواع ديگر خوشنويسی ، از جمله «ثلث و نسخ » از كوفی استخراج شد .


عده ای بر اين عقيده اند كه در حدود قرن سوم هجری ، شخصی ايرانی به نام « ابن مقله بيضاوی شيرازی» توانست به اتفاق برادرش با تغييراتی كه در «كوفی» انجام داد ، « اقلام سته» را به وجود آورد. اما خوشنويسی هايی كه به اقلام سته شهرت يافت ، خطوط خوشنويسی به نامهای « تحقيق » ، «ريحان» ، «ثلث» ، «نسخ» ، «توقيع» ، «رقاع» بودند . اقلام سته تا حدود قرن ششم و هفتم هجری مهمترين انواع خوشنويسی رايج در ايران به شمار می آمدند.


 اما عده ای ديگر از محققان نسبت دادن ابداع شش نوع خوشنويسی به ابن مقله و برادرش را معقول نمی دانند. آنها عقيده دارند كه اين انواع بر اثر مرور زمان و تكامل به وسيله ی افراد مختلفی صورت گرفته و « ابن مقله» را فقط تكامل دهنده و مروج آن می دانند و نه به عنوان به وجود آورنده ی آن .


اما در ايران قرآن را به «نسخ» می نوشتند، از «ثلث» برای قطعات درشت و نوشتن كتيبه بر سر در مساجد ،«ريحان» برای نوشتن قطعات و كتابها به كار گرفته می شد.


امروزه به خاطر قرآن ، كتاب آسمانی مسلمانان ، همچنان «نسخ» و «ثلث» از رايج ترين انواع خوشنويسی در ايران است .


اشاره شد كه خوشنويسی نسخ و ثلث برای خط قرآنی به كار می رفت و دارای زير و زبر بود . از اين علامتها برای مشخص كردن صدای حروف استفاده می شد.


در حدود قرن هفتم هجری ، ايرانيان موفق شدند تا برای خط پارسی ، نوعی خوشنويسی به وجود آوردند كه نام آن را تعليق گذاشتند و چون علامتهای زير و زبر و پيش در خط فارسی استفاده نمی شود ،اين نوع خوشنويسی نيز فاقد اين علامتها بود.


 


درقسمتهای بعدی به ادامه ی سير تحول و تكامل خوشنويسی در


ايران می پردازيم و انواع خوشنويسی را يك به يك توضيح خواهيم داد .


 

نوشته شده توسط صادق تاج بخش | موضوع: | لينک ثابت |