خوشنویسی از پنجره و پیچك
تاريخ: سه شنبه 14 خرداد1387 ساعت :9 قبل از ظهر
|
|
|
|
|
با اسرافیل شیرچی، خوشنویس و نقاش |
|
| |
|
|
|
|
برخی معتقدند خوشنویسی برای آن كه هنری به روز باشد باید هنری تلفیقی شود، یعنی همان چیزی كه اكنون ما در نقاشی خط میبینیم، اما این كه برای یك اثر هنری باید تاریخ مصرف قائل شد، بحث دیگری است كه بسیاری در پاسخ گفتن به آن عاجزند. استاد اسرافیل شیرچی بیشك هنرمندی است كه با تلفیق خوشنویسی با نقاشی و گرافیك مخاطبان جدیدی را به نگارخانهها كشانده است كه پیش از آن مطمئنا به یك نمایشگاه خوشنویسی نرفته بودند. این هنرمند چندی پیش در یك اقدام هنری پا را فراتر از آن گذاشت و با تلفیق خوشنویسی با موسیقی، نمایشگاهی برگزار كرد. این گفتگو با این هنرمند درباره قطعهنویسی در خوشنویسی و دلایل بیتوجهی به این هنر اصیل ایرانی و جایگاه آن در هنر معاصر ایران صورت گرفته است. اولین قطعه كه شما نوشتهاید چه زمانی بود و چه عاملی سبب شد كه شما از مركب به رنگ برسید؟ هر هنرمند حس و حال اقلیم خویش و زادگاهی كه در آن متولد شد و نشو و نمو یافت را حفظ میكند. طبیعی است كه باید حرف اقلیم خودش یا رنگ و بوی اقلیم خویش را داشته باشد. در بعضی از هنرها این مساله مهم بوضوح به چشم میخورد. در معماری بینالنهرین اتاقها با طاقهای گهوارهای خشتی پوشانده شده بودند و این مفیدترین و علمیترین روش سقفزنی در منطقهای بود كه نه الوار كافی داشت نه سنگهای مناسب كارهای ساختمانی. در مصر وجود گیاهان دره نیل، مایههای اصلی تزئین در سراسر مصر بود. وجود كندهكاریهایی شبیه بافتههای پاپیروس یا نی و سر ستونهایی به شكل غنچه یا زنگوله دلیلی بر این ادعاست كه در موسیقی نیز تاثیر اقلیم و جغرافیایی محیط را بر موسیقی بومی میشنویم. طبیعی است كه انسان وقتی زاده سرزمینی است كه گلها و پیچكهایی از كنار پنجره اتاق سر میكشند و هر روز به او سلام میكنند، آن انسان هنرمند روح و روان سرسبزی را در وجود خویش میبیند و سعی میكند در هنر آن ذات را منتقل كند. انسان معنوی برداشتی مناسب و خیرخواهانه روی زمین خدا دارد. من سعی كردهام تمرین و مشق زیادی داشته باشم، عوامل زیادی بودند تا مرا از ریاضتطلبی و مشق مستمر باز دارند، ولی عشق و ایمان نشان زندگی من است و همین نشان مرا به سوی تلاشی افزون كشاند. من به دلیل آن كه نقاشی كار میكردم و فارغالتحصیل رشته نقاشی دانشكده هنرهای زیبا هستم، همیشه از ابزارهای هنرهای تجسمی و رنگ و مواد دیگر در عرضه مناسب خطم استفاده میكنم. به عقیده من خط باید بخوبی معرفی و از نسل معاصر پرسیده شود كه آیا در اتاقهای شما آثاری از نستعلیق، شكسته نستعلیق یا آیهای از قرآن یا شعری از مولانا هست؟ اگر نبود باید به دنبال علت آن گشت. ● پس با تعریف كامل شما، چرا اكنون خوشنویسی آن طور كه باید و شاید در ایران و جهان معرفی نشده است؟ ▪ فكر میكنم شناخت مردم از ظرافتهای فرهنگی و هنری كمتر از مسوولان فرهنگی نیست. مردم ما با ریشه تاریخیای كه در تمدن این سرزمین پرگهر دارند، هنر ایرانی و مبانی زیباشناختی را خوب درك میكنند و همیشه هنرمندان سختكوش را تشویق كردند و در عوض هنرمندان نیز با خلق آثار خویش این حجت را پاسخ گفتند. به عقیده من بهتر است اكنون در برپایی نمایشگاههای هنری و بویژه نمایشگاههای خوشنویسی دقت بیشتری صورت گیرد تا هر روز بر مشتاقان این هنر افزوده شود. ● نگاه دنیای غرب به هنر خوشنویسی ایران از دید شما كه آثارتان بارها در نمایشگاههای خارج از كشورمان برگزار شده، چگونه است؟ ▪ اروپاییها و غربیها از دیرباز هنر مشرق زمین مخصوصا هنر ناب ایرانی را خوب میشناسند و دانشمندان و پژوهشگران بسیاری درباره هنر ایرانی و معرفی این هنرها فعالیت كردهاند. یك توقف صد ساله در عرضه هنرهای ایرانی و اسلامی تا پیش از دوره قاجار اتفاق افتاد، تا آن كه در دوره قاجاریه خروج آثار نفیس هنر ایرانی از كشورمان باعث شد چرخه شناخت از هنر ایرانی حتی به این طریق بیشتر شود. تا امروز كه من تصور میكنم، تصویر كاملی از هنر ایرانی در غرب وجود دارد، اما من با سفر به كشورهای مختلف اروپایی، امریكایی و عربی سعی كردم نقش كوچكی در معرفی هنر خوشنویسی ایرانی به علاقهمندان این هنر در كشورهای فوقالذكر داشته باشیم. در غرب در واقع خوشنویسی و خط ایرانی را به خاطر سماع زیبای عارفانهاش و جذابیتهای هنرمندانهاش دوست دارند كه اگر این مهم با معنای نوشتار همراه شود، مطمئنا بر وسعت تاثیرگذاری روی مخاطبان افزوده خواهد شد. اكنون خوشنویسی ایرانی در كشورهای غربی كمكم در حال یافتن جایگاه اصلی خویش است كه این مهم باید با برگزاری نمایشگاههای مختلف و شناسایی این هنر به این طریق هر چه بیشتر تحقق یابد. ● درباره این نمایشگاه پیشین شما كه تلفیقی از خوشنویسی و موسیقی بود و آثاری كه در آن خلق شده است، كمی بیشتر توضیح دهید؟ ▪ درخصوص آثار جدید باید بگویم آثار هر كدام بافت و ریتم خاصی دارند نه میتوان گفت كار جدیدی است كه هست و نه یك كار قدیمی. در واقع حضور مستمر سنت و مدرنیته در كنار یكدیگر است. سعی كردم در این مجموعه، به خلق آثاری بپردازم كه منحصرا جدید و مختص به شیوه خاص خودم هستند. كوشیدهام با تاسی گرفتن از آثار بزرگان هنر آثاری را خلق كنم كه با رنگ و بوی شرقی و خصلتهای ناب هنر ایرانی پنجره جدیدی را در مقابل دیدگان علاقهمندان به خوشنویسی بگشاید. ● خوشنویس برای آن كه بتواند اثری خلق كند كه ماندگار شود باید چه مراحلی را طی كند؟ هنرهای اصیل ایرانی نظیر خوشنویسی، معماری و نگارگری هر كدامشان دوران آموزشی خاصی دارند كه مفردات و مبانی را در چند سال آموزش میدهند. همه میدانند كه هنرهای شرقی ریاضت و سختیهای فراوانی را میطلبد تا بعد از چندین سال مشق مداوم یك فرم مناسبی از آن مشخص شود در مورد قطعهنویسی هنرمند از زمانی كه شروع به قط زدن قلم نی خویش میكند وارد این چرخه میشودو پس از مدتها ممارست برای خلق یك اثر هنری در این حوزه به كار مشغول میشود. در مورد قطعهنویسی باید گفت هنرمند خوشنویس ابتدا موضوع اثرش را در روح و جان خویش میپروراند. اگر شعر حافظ است خوب آن را درك میكند، اگر آیهای از قرآن مجید است، حس درونی و معنویت آن را زمزمه میكند و سپس به كار مشق و تركیب حروف مشغول میشود. میگویند رواست كه هنگام خوشنویسی هنرمند باید از كلیه وسوسههای زمینی دور باشد، خلق و خوی معنوی خویش را پرواز دهد و سپس مركب، قلم، كاغذ و یك خلوت عارفانه مجموعهای میشوندكه برای خلق یك اثر خوشنویسی حال در قالب قطعهنویسی یا غیره لازم به نظر میرسد. ● فكر میكنید در خوشنویسی به تمام آنچه به دنبال آن بودهاید رسیدهاید؟ ▪ بیشتر به دنبال القای حس درونی خویش هستم. در واقع خوشنویسی چراغ پرنوری در دست دارد و راهی را روشن میكندكه گذشتگان وی آن را طی كردهاند تا امروز به دست او دهندش. در واقع هنرمند با شناختی كه از اجتماع خود دارد، آن گونه مینویسد كه حس تغزلی و ادراكات بالای انسانیاش به او اجازه میدهد. تكنیك تا اندازهای برای بیان احساس هنرمند لازم است و هنرمندی كه تكنیك قوی نداشته باشد در بیان و عرضه هنر خویش ناتوان است. از سویی هنرمند باید از نظر روانشناسی بتواند شناخت بصری مخاطبش را شناسایی كند آن گاه موضوع را درخود مخاطب برمیگزیند تا برای زندگیاش مفیدتر باشد. به عقیده من خوشنویس تكنیك و ابزارهای هنری مثل كاغذ و مركب را برای پروازی عارفانه دعوت میكند و باید در این میان با شناخت، از مقتضیات عصر خویش به خلق آثار خوبی بپردازد. به عنوان مثال باید پایش را در حوض الوان صفویه بگذارد و بدون هیچ هراسی مدرنیته را هم تجربه كند. هنرمند خوشنویس از آنجا كه تمام سعیاش آفرینش زیبا برای مخاطب است، هزاران سال است كه در جستجوی زیباییهای تازه برای مردم هنردوست گام برمیدارد و نمیایستد. رنگ و آهنگ تكنیكش را قویتر میكند تا زیباییها زلالتر رخ نمایند. ● قطعهنویسی در خوشنویسی چیست؟ ▪ قطعهنویسی در اصل در عهد تیموری رواج یافته و پیدایش آن در مكتب هرات است و در دوران صفویه به اوج تكامل و زیبایی میرسد. این دوران با كاهش سفارشهای كتابآرایی مقارن بود و همین مساله سبب شد قطعهنویسی یا مرقع در عهد صفوی رونق خوبی بیابد. قطعهنویسی یا مرقع یك نیاز فرهنگی و هنری بوده است. دستهای از هنرمندان كه ارزش معنوی قرآن مجید و اشعار بزرگان را خوب دریافته بودند، گزیدههایی از اشعار یا آیات قرآنی را به صورت تابلو <قطعه> مشق میكردند و آن مشق دلخواه را روی مقوایی میچسباندند و به دست تذهیبكاران و جدولكشان به تذهیب و تشعیر آراسته میشد و اغلب اوقات اسامی سفارشدهنده آن در حواشی كار درج میشد. ناگفته نماند كه در آن عهد مسوولیتهای هنری مشخص بود. یكی صحاف بود و دیگری كاغذساز، مهرهكش و... البته شاید خود هنرمند همه این هنرها را داشت. مرقع بهرام میرزا صفوی به كوشش دوست محمد، مرقع امیرحسین بیك به سرپرستی مالك دیلمی و مرقع گلشن به دستور جهانگیرشاه گوركانی از مشهورترین مرقعات حاوی آثار استادان ایرانی به شمار میآید، قطعهنویسی یك عرضه مناسب هنری است. | |
نوشته شده توسط
صادق تاج بخش | موضوع:
|
لينک ثابت |